روز معلم (بخش اول)

آری اینچنین بود برادر   

نه، آری اینچنین شد برادر

ولی نه نه بهتر است که بگویم:

 آری این چنین کردم برادر

✍️قاسم شعله سعدی

  (بخش اول)

📒📒📒اجازه می خواهم به مناسبت روز معلم به استیضاح خود به عنوان معلم اخراج شده از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بپردازم.

⭕️ ۱- اولین پرسشی که از خود دارم این است که چه کسانی و به چه دلیل ۱۲ اردیبهشت را روز معلم نامگذاری کرده اند اگر به خاطر شهادت مرتضی مطهری بوده که استاد نجات اللهی قبل از او به شهادت رسید و اگر بخاطر آخوند بودن او بوده که نامی بی مسمی می‌باشد.

⭕️ ۲- میخواهم از خود بپرسم زمانی که پدیده معلمین پرورشی را به آموزش و پرورش تحمیل کردند که هدفی جز جاسوس کردن‌ کودکان معصوم ما نداشت چه کردم؟!

⭕️۳- میخواهم از خود بپرسم زمانی که پدیده مدارس غیرانتفاعی مطرح شد که دکانی ۲ نبش بود و از یک طرف مدعی نفی منفعت بود و از سوی دیگر شهریه های آن چنانی میگرفت و تناقض آشکار را به نمایش گذاشت و مصداق دروغ، تزویر و نفاق شد چه کردم؟!

⭕️۴- میخواهم از خود بپرسم علیرغم تصریح اصل دوم قانون اساسی ( در بند ۳ ) که جمهوری اسلامی را موظف به تسهیل و تعمیم آموزش عالی و آموزش و پرورش و ترتیب بدنی رایگان برای همه و در تمام سطوح می نماید و طبق اصل ۳۰ آن دولت را موظف می‌کند وسایل آموزش و پرورش را برای همه ملت تا پایان دوره متوسط فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی به طور رایگان گسترش دهد و این اصول رعایت نشده چه کردم؟!

⭕️۵- میخواهم از خود بپرسم وقتی رهبر خائن و غیرقانونی اولین تقلب علمی را مرتکب شد و یک شبه از حجت‌الاسلام به آیت الله العظمی پرش کرد و عملاً مجوز تقلب در مدارک تحصیلی را به دیگران داد چه کردم؟!

⭕️۶- میخواهم از خود بپرسم چرا دانشجویانی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تربیت نکردم که وقتی در سال ۱۳۸۱ نامه سرگشاده راجع به غیرقانونی بودن اشغال جایگاه رهبری توسط خامنه ای که فاقد شرایط قانونی بود را منتشر کردم که منجر به بازداشت، محکومیت و شکنجه بنده در زندان شد فریاد بر نیاوردند که معلم ما حرف حق و قانون را زده است و گفتن این حرف تکلیف حتی هر دانشجوی ترم اول حقوق است چه رسد به معلم دانشکده حقوق، و وقتی به همان اتهام از دانشگاه اخراجم کردند هیچکس اعتراض نکرد زیرا دانشجویان سلحشور و حق طلب تربیت نکرده بودم و همکارانی داشتم که حتی از اخراجم خوشحال شدند.

⭕️ ۷- میخواهم از خود بپرسم چرا وقتی رهبر خائن و غیرقانونی و کم‌سواد، علوم انسانی را به توپ بست تا مزخرفاتی جایگزین آن شود سکوت کردم و اکنون نتیجه سوء آن را در ورشکستگی علوم انسانی و اجتماعی مشاهده می کنم که فارغ التحصیلانش هیچ نقشی برای حرکت جامعه ای که تا گلو در منجلاب فساد و غارت و استبداد گیر کرده بعهده نمی‌گیرند.

⭕️ ۸- میخواهم از خود بپرسم چرا دانشجویانی تربیت کردم که احساس مسئولیتِ ملی، اخلاقی و انسانی نمی کنند و اگر مملکت را آب ببرد آنها را خواب میبرد کما اینکه هم اکنون کشور در آستانه فروپاشی و ملت در معرض انتخابی تاریخی قرار دارد ولی از دانشجویان ما که باید قشر پیشتاز جامعه باشند خبری نیست.

⭕️۹- میخواهم از خود بپرسم که چگونه می‌توان دانشجویان فرانسه را که در جنبش دانشجویی ماه می ۱۹۶۸ قهرمان ملی فرانسه یعنی ژنرال دوگل را مجبور به کناره گیری از حکومت کردند با دانشجویانی که تربیت کردم مقایسه بنمایم که علیرغم سابقه‌ای دست کم هفتاد ساله چنان به محاق رفته اند که خامنه‌ای خائن با فروش مملکت به چین به شرف، غیرت و غرور ملی و تمامیت سرزمینی و استقلال کشور چوب حراج زده ولی دانشجویان تربیت شده بدست بنده تکان نمی خورند. تازه ژنرال دوگل قهرمان ملی و رهبر قانونی فرانسه بود که او را مجبور به کناره گیری از قدرت کردند در حالی که خامنه ای قهرمان خیانت و رهبر غیر قانونی می باشد.

⭕️۱۰- میخواهم از خود بپرسم در مقابل این خیانت که دانشگاه را تبدیل به پادگان نموده اند که نه تنها دانشجویان آن آزادی اندیشیدن ندارند بلکه استاد از دانشجو محدودتر و هر دو گرفتارِ ترسی موهوم می باشند، چرا سکوت کردم؟!

⭕️۱۱- میخواهم از خود بپرسم چرا دانشجویانی تربیت کردم که وقتی در سال ۱۳۷۸ یک اعتراض مدنی کردند و وزرای اصلاح طلب آموزش عالی و کشور جنابان دکتر معین و موسوی لاری به رئیس چماقداران که به پاس سرکوب آنها به ریاست مجلس رسیده مجوز تیر دادند  تا دانشجویان ما را گازانبری به شهادت برسانند، امروز که دوباره اصلاح طلبان خیز برداشته تا اراده آهنین ملت ما را که می‌خواهند به جمهوری اسلامی و انتصابات ۲۸ خرداد نه بزرگ بگویند متزلزل نمایند، رسوا نمی کنند و خوابی را که اصلاح‌طلبان برای نجات رژیم جهل و جور دیده اند آشفته نمی سازند؟!

2 دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *