روز معلم (بخش دوم)

آری اینچنین بود برادر   

نه، آری اینچنین شد برادر

ولی نه نه بهتر است که بگویم:

 آری این چنین کردم برادر

✍️قاسم شعله سعدی

  (بخش دوم )

⭕️۱۲- می خواهم از خود بپرسم به عنوان عضو قشر معلم که باید پیشتاز در جامعه باشد و نه تنها در دانشگاه و در مدرسه که در کوچه و خیابان هم باید آموزگاری کند و درس همبستگی ملی، اتحاد ملی، غرور ملی، غیرت ملی و حق طلبی ملی بدهد و جامعه را متحد کند و به حرکت در آورد، نه تنها از ایفای این مسئولیت خود ناتوان بوده ام بلکه حتی نتوانسته ام برای مطالبه حقوق صنفی خود لااقل قشر معلم را در کشور متحد نموده به حرکت در آورم تا با صلابتی در شان معلم چنان هیبتی از خود به نمایش گذارند که به دل حاکمان فاسد لرزه بیفکند تا آنها سراسیمه به تامین مطالبات بپردازند.

⭕️۱۳-اگر تنها خاصیت استیضاح خود این باشد که شان و مسئولیتم را بعنوان معلم از حالا فهمیده باشم از خود میپرسم حالا که تشت رسوایی رژیم از پشت بام افتاد و محمد جواد ظریف ناخواسته بیان نمود که آقای پوتین بر مقدرات کشور ما تسلط دارد و معلوم شد که بر خلاف ادعاهای خامنه ای نیروهای مسلح ما حضوری رزمی و نه مستشاری در سوریه داشته و فرزندان این آب و خاک را برای دفاع از بشار اسد جنایتکار به آنجا اعزام و آنها را به کام هلاکت رسانده و اکنون که رسما مشخص شد بجای اینکه سپاهیان تابع مدیریت سیاسی باشند، مدیریت سیاسی تابع نظامیان گردیده و حال که مشخص شده تهدیدهای رهبر خائن علیه امریکا و اسراییل چیزی جز شعبده بازی نبوده به نحوی که تا مقطع اعلام جان کری به ظریف حداقل ۲۰۰ مرتبه اسراییل مراکز نظامی ما را در سوریه مورد حمله قرار داده و هیچ واکنشی از طرف مقام عظمی رخ نداده و حمله تصنعی به پایگاه عین الاسد قبلا به اطلاع امریکا رسانده شده بود و رهبر ذلیل بجای انتقام سخت، هواپیمای اوکراینی با سرنشینان ایرانی را مورد حمله موشکی قرار داد و … آیا اکنون که به شان و مسئولیت معلمی خود آگاه شده ام در مقابل این فجایع مسئولیت خود را ایفا خواهم کرد یا نه.

⭕️۱۴- اکنون که در استیضاح خود به مسئولیت خویش آگاهی یافتم و میدانم که رژیم در همه زمینه ها ناکارآمد است، از جمله مدیریت کرونایی آن فاجعه می آفریند آیا بعنوان معلم عرضه دارم که برای نجات جان هم میهنانم جنبش ملیِ ضد کرونا را بوجود آورم؟

⭕️۱۵- اکنون که می دانیم بانک سرمایه همه اموال و پس اندازهای معلمین را غارت کرده و همچنین مشخص شده که غارتهای چندین هزار میلیارد تومانی مکرر را که بنا به فرموده مقام عظمی نباید آنرا کِش داد و نتیجه آن فقر و درماندگی همگان و معلمین عزیز شده آیا وظیفه معلمی خود را ایفا خواهم کرد یا نه.

 ⭕️امروز نه تنها خود را شایسته تهنیت نمی دانم بلکه می‌خواهم خود را سرزنش و استیضاح کنم زیرا خرابی امروز مملکت را نتیجه خرابی آموزش و پرورش و دانشگاه می‌دانم و خود را سرزنش می کنم که نتوانستم نقش معلمی خود را ایفا کنم و جامعه را رها کردم و از فرهنگ سازی در کشورم ناتوان بوده به نحوی که فقر، فحشا، سرکوب، اعتیاد، تن فروشی، بی تفاوتی نسبت به سرنوشت خود و دیگران، بی اعتمادی، بدبینی، ترس، نفاق و بی حرکتی جامعه را و دهها و صدها مصیبت دیگر را نتیجه مستقیم بی مسئولیتی خود می دانم که نفهمیدم شان و مسئولیتم بعنوان معلم چه بوده است.

⭕️اگر کسانی را شایسته تهنیت بدانم غیر از هاشم خواستار، رسول بداغی، محمد حبیبی، فرزاد کمانگر، محمدحسین سپهری، محمود بهشتی، اسماعیل عبدی، ناهید فتحعلیان، ناهید شیربیشه، زینب همرنگ، جعفر ابراهیمی، محمد علی زحمتکش، محمد رضا رمضان زاده، محمد تقی فلاحی، اسکندر لطفی، محبوبه فرحزادی، اصغر امیرزادگان، یاسر امینی آذر، حمید رحمتی و بانو زهرا عِوض زاده، آن بانوی شجاع معلمی که در پایگاه قدرت پوشالی علم الهدی که به غیرِت خراسانیها چوب حراج زده فریاد برآورد که من علیرضا بهشتی هستم من محمد حبیبی هستم من اسماعیل عبدی هستم … نمیشناسم.

بنابراین درود و تهنیت خود را نثار آنها و کسانیکه همراه آنان هستند می نمایم.

 درود بر معلمین آزاده ایران 

 سرافراز ملت ایران

 پاینده ایران

یک دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *