0

بیانیه شماره ۳۶

بیانیه شماره ۳۶

ملت های بزرگ و غارت شده
ایران و افغانستان

« با گرامیداشت شهدای قتل عام میدان ژاله تهران
در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷»

دو ملتی که با سرزمین ، تاریخ ، فرهنگ ، زبان ، دین و سرنوشتی مشترک از آغاز حیات در « قامت یک ملت » در کار آفرینش فرهنگی سترگ تحسین جهان را برمی انگیخت در۱۴ قرن پیش مورد هجوم قرار گرفت ولی «مقاومتی».از خود نشان نداد و در نتیجه این آفرینندگان فرهنگ و تمدن شکست را پذیرفتند و در قامت «موالی» یعنی «بردگان » در آمدند
در تاریخ معاصر نیز سرنوشتی فاجعه بار که عمدتا از بریتانیا رقم میخورد پیوند آن دو را محکم تر می نمود
در دهه ۱۹۷۰ یعنی حساس ترین برهه دوران جنگ سرد و حاکمیت نظام دو قطبی مبتنی بر « موازنه قدرت یا موازنه وحشت» بی عملی کاخ سفید در حفظ ساز و کارهای آن «موازنه» زمینه ساز تجاوز « سوسیال امپریالیسم » به افغانستان گردید و در راستای مقابله با ارتش سرخ از یک سو مجاهدین (پدر خوانده طالبان ) مورد حمایت غرب قرار گرفت و از سوی دیگر در کنفرانس « گوادلوپ » پیروزی خمینی تضمین گردید بدین ترتیب دو پایه « تروریسم اسلامی » در ایران و افغانستان بنیان نهاده شد و روحانیون دو ملت را به « گروگان » گرفتند .
پس از حمله تروریستی به برج های تجارت جهانی و پنتاگون ، آمریکا طالبان را ساقط و طی ۲۰ سال دولتی فاسد ، ضعیف و دست نشانده مقدرات افغانستان را در دست گرفت و نهایتا قرارداد « بازگشت به قدرت طالبان » توسط ترامپ منعقد و بایدن آن را به مرحله اجرا درآورد و مردم افغانستان بدون « مقاومت » کشور را به طالبان دادند.
در ایران نیز که دولتی غارتگرو فاسد و سرکوبگر سر کار بوده علیرغم « نه بزرگ ملت ایران به انتخابات مهندسی شده و متقلبانه و به کلیت جمهوری اسلامی » ، رییسی به ملت تحمیل و رژیم به خلوص سرکوبگرانه رسید و این دو فرقه تبهکار و تروریست که علیرغم پاره ای اختلافات « دو رو یک سکه » می باشد به تفاهمی موقت رسیده اند گویی که سرنوشت دو ملت چنان در هم تنیده شده است که انفکاک ناپذیر می نماید.
اکنون که ترامپ اقرار نمود که « خاورمیانه را ویران نموده » و امریکا با به جا گذاشتن « تجهیزات عظیم نظامی به دست طالبان» منطقه را ترک نموده تجربه جنگ چند ساله در غرب ایران ، دغدغه جنگی دیگر اینبار در شرق ایران را خاطر نشان میسازد و « مثلث واشنگتن ، ریاض ، اسلام آباد » را یادآوری میکند.
دو دولتی که در هزاره سوم دوباره در قامت «موالی» یا «بندگان» نمایان گردیده و سلطه روحانیون بر آنها یادآور مناسبات قرون وسطایی مباشد و « فرهنگ » ، « زبان » و « هویت ملی » آنها که بیش و پیش از ثروتشان توسط فرقه های تروریست روحانیون غارت شده و به «درکی تاریخی» از شرایط خطیر امروز رسیده اند تا به «انتخاب تاریخی» دست زنند و در راستای « مقاومت ملی » از «شرف» و« حریت» و «هویت ملی» خود دفاع کنند.
از آنجا که «سرنوشت مشترک» ، «دشمن مشترک »، و «خطر مشترک » هر دو ملت را تهدید می کند ضرورت« همبستگی و مبارزه مشترک » دو ملت ایران و افغانستان را بیش از همیشه نمایان ساخته است.

بنابراین جنبش راه سوم راه نجات ایران ضمن اعلام حمایت کامل از مقاومت ملی افغانستان به رهبری آقای احمد مسعود دو ملت بزرگ و غارت شده ایران و افغانستان را به « قیامی ملی » فرا می خواند.

سرافراز ملتهای ایران و افغانستان
پاینده ایران و افغانستان
جنبش راه سوم راه نجات ایران
قاسم شعله سعدی
۱۴۰۰/۶/۱۷

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Google Translate