بیانیه شماره ۴۳

بیانیه شماره ۴۳

سخنی با دانشجویان و دانش آموزان

درود به آنان که اندکی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در پای نیکسون قربانی شدند و جنبش دانشجویی ایران را با ایثار جان خود در ۱۶ آذر بنیان گذاشتند .
گویی به فراست دریافته بودند که ۱۰ سال بعد خمینی در مخالفت با «اعطای حق رای به زنان »و برنامه «اصلاحات ارضی »توسط شاه به مقابله با او بر میخیزد و ۱۵ سال پس از آن با «توطئه در گوادلوپ »به عنوان «قهرمان آزادی »و «برابری حقوق زن و مرد !!!!!»مقدرات کشور را بدست میگیرد تا ملت بزرگ ما را به عصر «حجر »باز گرداند.
آری آن سه تن جنبشی را پایه گذاری کردند که با جنبش دانشجویی فرانسه که در ۱۹۶۸ قهرمان ملی فرانسه یعنی ژنرال دو‌گل را مجبور به کناری از قدرت کرد برابری مینمود.

جنبش دانشجویی ما علیرغم فراز و نشیبهایش در بسیاری از برهه ها جای خالی احزاب سیاسی را پر کرده است ولی در دو دهه اول انقلاب در حرکتی غیر قابل دفاع با «اشغال سفارت امریکا »به مراکز قدرت وصل شد و در تداوم آن بصورت «پیاده نظام »در خدمت اصلاح طلبان در آمد و لی پاداش خود را در سرکوب تیر ماه ۱۳۷۸ با اعطای مجوز تیر به قالیباف توسط وزرای اصلاح طلب دریافت نمود و از آن تاریخ نه فقط به خاک و خون کشیده شد و به محاق رفت که بدتر از آن «تحقیر »گردید و گرفتار «بحران هویت »نیز شد و به نوعی از «خود بیگانگی »و« بی تفاوتی »نسبت به سرنوشت جامعه مبتلا گشت و مجبور شد فضای «پادگانی دانشگاه »را همراه با «ورشکستگی علمی »آن تحمل کندو نظاره گر غارت و سرکوب و فساد توسط حکومت باشد .

اینک طلیعه های رنسانس و« احیای هویت »این جنبش جوانه زده همانگونه که معلمین نیز در حال «تجدید حیات و هویت »خود هستند چنانکه در بیستم آبان حماسه بزرگ اعتراضات در بیش از ۶۰ شهر را به نمایش گذاشتند تا با همبستگی ملی و فرهنگی به ایفای مسئولیت «ملی ،اخلاقی و انسانی »خود در قبال جامعه بپردازند.
معلم و دانشجو و دانش آموز و استاد دریافته اند که« این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود» بنابراین دست در دست هم میروند تا با ادای احترام به ۱۶ آذر و شهدای آن «هویت مسروقه »خود را از حرامیان حاکم بر کشور باز پس گیرند و با اتحاد و خرد نقش ملی و اخلاقی و انسانی خویش را به عهده گیرند و به یاری کشاورزان اصفهان و کارگران و بازنشستگان و مالباختگان و بانوان و هنرمندان و خانواده شهدا و جانبازان و آزادگان و تحقیر شدگان و به حاشیه رانده شدگان و کسانیکه «دلشان برای ایران میتپد »بشتابند .
جنبش راه سوم- راه نجات ایران دست پرتوان آنها را میفشارد و همگان را به «قیامی خشونت پرهیز »از طریق «نافرمانی مدنی »و «اعتصابات عمومی و ملی» دعوت مینماید و ۱۶ آذر را به عنوان مبدا و «میعادگاه »این قیام ملی پیشنهاد میکند .

سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
جنبش راه سوم -راه نجات ایران
قاسم شعله سعدی
۱۴۰۰/۸/۲۷

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Google Translate