بیانیه شماره ۵۷

بیانیه شماره ۵۷

پیام حمایت کامل از قیام معلمین کشور و آموزگاران شهر پر رمز و راز شیراز

پیش از هر چیز به معلمین کشور بویژه آموزگاران پایتخت فرهنگی ایران درود میفرستیم و حمایت قاطع خود را از قیام سرنوشت ساز آنها اعلام مینماییم.

اگر در این شهر پر رمز و راز پدیده های شگفت انگیز فراوان بچشم میخورد را به حساب پر رمز و راز بودنش میگذاریم.

اگر از پایتخت فرهنگی کشور انتظار آرامش میرود ولی نقشی مهم در انقلاب داشته .

اگر اولین بار سقوط و تسخیر ساواک در شیراز رخ داد.

اگر اولین قیام پس از انقلاب در ۲۶ فروردین ۷۱ در شهر سعدی و حافظ رقم خورد.

اگر اولین شعار «ضد آخوند کیه کیه ؟؟؟ قاسم شعله سعدیه » در شهر سرو ناز طنین افکند.

اگر در کازرون و جهرم در عداد مراکز استانها حکومت نظامی بر قرار گردید و فرماندار نظامی در جهرم ترور
شد .
اگر هسته اصلی آدمکشهای وزارت اطلاعات در جریان قتلهای زنجیره ای در شیراز شکل گرفت .
اگر امام جمعه اسبق شیراز مردم را به اعدام و شنیدن صدای «ببم ببم » تهدید کرد و امام جمعه فعلی گفت «اگر بساط اعتراضات را جمع نکنند خود و بسیجیانش به میدان میآیند» و اگر و اگر… همه و همه را میتوان بحساب پر رمز و راز بودن شهری گذاشت که بقول حافظ

از بس که چشم مست در این شهر دیده است
حقا که می نمی خورد اکنون و سرخوش است

بلی باید می نخورده سرخوش باشند ولی از همین نقطه سرخوشی شما را به باب چهارم گلستان سعدی دعوت می کنم که‌ گفت :
«چه حرامزاده مردمانند ،سگ را گشاده و سنگ رابسته اند »

و این حکایت کسی استکه بجای دفاع از مردم که وظیفه قانونی اوست معلمین را تهدید میکند.
آیا او نمیداند که تهدید ائمه جمعه بحساب حفظ رانت ها و سرخوشی ها و خوش رقصی های ایشان گذاشته میشود و در زمان مقتضی مواخذه و مجازات خواهند شد؟

آیا نمیداند بجای تهدید معلمین که صرفا حد اقلی از حقوق قانونی تضییع شده خود را در چارچوب اصل ۲۷ قانون اساسی مطالبه می کنند باید از پشتیبانی دستگاه قضا و دادستان مربوطه برخوردار باشند؟!!!

آیا نمیداند طبق اصل ۱۵۶ قانون اساسی قوه قضاییه باید مستقل و پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت باشد؟!!!

آیا نمیداند طبق بند ۲ همان اصل احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی های مشروع وظیفه قوه قضاییه است؟!!!

آیا در چارچوب وظایف قانونی در چنین مواردی دادستان باید حامی مردم یا تهدید کننده مردم باشد؟!!!

شاید هم نتوان این امور شگفت انگیز را بحساب این شهر پر رمز و راز گذاشت ‌بلکه جزو کارنامه خودمان بدانیم که افرادی را در آموزش و پرورش و دانشگاه ها بویژه در علوم انسانی و علی الخصوص حقوق تربیت کردیم که از مسئولیت حرفه ای و ملی و انسانی و قانونی بیخبرند و بجای تعقیب مهاجمین به کوی دانشگاه و کیل دانشجویان را بازداشت و سرکرده مهاجمین را به‌کرسی ریاست مجلس مینشانند.

و بجای تعقیب کسانیکه با منع تهیه واکسن موجب مرگ بسیاری از هم میهنانمان شدند و مرتکب «قتل عمد و جنایت علیه بشریت »گردیدند وکلایی که طبق اصل ۱۵۹ قانون لساسی قصد تظلم داشتند را زندانی نمودند .
آری هستند حاکمان خائن و غیر قانونی که بجای تمکین به رای هشتاد در صدی تحریم انتصابات ۲۸ خرداد که به رفراندوم نه به جمهوری جور و جهل و فساد تبدیل شد با تحمیل یک قاتل ۶ کلاسی عضو کمیته مرگ به ملت و تشکیل دولتی نظامی از سرداران سپاه و سپردن مقدرات کشور به آنها «شمشیر را علیه ملت از رو »بسته اند ولی غافل از آن که انقلاب ملت ما وارد «مرحله اعتلای »خود شده است و به زودی طومار ستمگران و خودکامگان را در هم خواهد پیچید .
اما همه آنها یکطرف و مقامات قضایی یکطرف زیرا از مقام قضایی عذر «المامور معذور »در هیچ شرایطی پذیرفته نخواهد شد.
اگر مقام قضایی درایت درک شرایط انقلابی کشور را نداشته باشد حرجی نیست اما اینکه بر خلاف مسئولیت قانونی «مدافع جنایتکار و تهدید کننده بزه دیده »شود حسابش نه به پر رمز و راز بودن پایتخت فرهنگی ایران که به حساب «کرام الکاتبین »در آینده گذاشته خواهد شد.

و این بستگی به همت معلمین کشور دارد که آیا این «قیام حق طلبانه و عادلانه و خشونت پرهیز» خود را ادامه دهند یا «مرعوب شوند و دست از مبارزه بردارند».
و نیز بستگی به این دارد که آیا دیگر مظلومین کشور به معلمین سلحشور میپیوندند یا آنها را تنها خواهند گذاشت؟!!!
و بستگی به این دارد که آیا درک کرده ایم که «این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود» یا هنوز «متفرق و نسبت به سرنوشتمان بی تفاوتیم. »و بالاخره بستگی به این دارد که از «قیامهای بی نتیجه »گذشته خود آموخته ایم که فقدان «اتحاد و برنامه و راهبری »علت شکستها بوده و اراده و عزمی برای پر کردن این خلا ها داریم یا نه؟!!!

معلمین که قشر فرهیخته جامعه هستند «نه حق اشتباه کردن دارند و نه حق فریب خوردن» و میدانند که رها کردن قیام و ایفای مسئولیتی را که آغاز کرده اند «پشت پا زدن به شان و جایگاه »خود است و «سرزنش همیشگی »در پی خواهد داشت .

رودر رویی عناصر سرکوبگر و بر خورد با معلمین را به فال نیک میگیریم که پرده های حیا و فریب را فرو افکنده و مبارزه و قیام ملت را به مرحله «حساس و تعیین کننده »رسانده است بدین معنی که یا «ملت در کنار معلمین »خود میآیند و «مبارزه را به پیروزی »میرسانند یا حکومت با «سرکوب و سواستفاده از تفرقه و خلا برنامه و راهبری »قیام مردم را در هم میشکند.
بنابر این از کلیه هم میهنان غارت شده میخواهیم به ایران و سرنوشت خود بیاندیشند و مرعوب حکومت نشوند و قیام خود را تا تحقق اهداف خود ادامه دهند.
درود بر معلمین سلحشور
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران

جنبش راه سوم-راه نجات ایران
قاسم شعله سعدی
جنبش وحدت ملی ایرانیان
فریبرز صارمی

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Google Translate