پیام شماره ۸۴

پیام شماره ۸۴

ملت غارت شده ایران

(من گمانم خفت و خواری بس است)

به حکایت صفحه ۴۷ جلد ششم از کتاب دوم ناسخ التواریخ و صفحه هشتم جلد دوم جنایت و مکافات اثر شجاع الدین شفا
معاویه به حاکم منصوب خود در ایران چنین فرمان داده: سلطه بر ایرانیان فقط با سیاست عمر بن خطاب امکانپذیر است یعنی آنها را “ذلیل و خوار “کن و “تحقیر “بنما ،به “حوایجشان “اعتنا مکن و همواره “گرسنه “نگهشان بدار…
اینک فرزند خلف معاویه یعنی یزید زمان فرمان او را مو به مو به مرحله اجرا گذاشته است زیرا:
۱- علیرغم داشتن کشور ی سرشار از ثروت شما را “گرسنه “نگه داشته است.
۲- نسبت به “حوایج “شما حتی نیازهای اولیه کاملا بی اعتنا بوده .
۳- بویژه گروه های مرجع جامعه که مسئولیت پیشتازی در کشور را دارند چنان “آلوده و ذلیل” نموده که نای حرکت را از آنها گرفته است به این علت است که اینها.حرکت در خور توجهی نمی کنند نمونه بارزاینکه معلمین به نسبت کثرت و شبکه ارتباطی آنها از طریق چهارده – پانزده میلیون دانش آموز و خانواده های آنها که عده کثیری را دربرمیگیرد حتی نمیتوانند از حقوق صنفی خود دفاع نمایند.
۴- “تحقیر” جامعه تبدیل به عادت شده تا جائیکه علی خامنه ای سر قبر خمینی اعتراضات شما را ساخته و پرداخته دشمن و عملا شما را «مزدور بیگانگان »خواند .
در حالیکه عده قابل توجهی از فرزندان ذوب درولایت و به اصطلاح خادم درکشورهای غربی جا خوش کرده اند نه غم نان دارند نه ترس جان.
دیکتاتور حاکم، شما مردم سلحشور آبادان و دیگر شهرهای خوزستان و لرستان وچهارمحال و بختیاری ،شیراز ،بوشهر ،یزد اصفهان، نیشابور، کرمانشاه ،تهران و دیگر نقاط کشوررا که دست به اعتراض زدید نتیجه “مزدور پروری “و شما را متهم نمود که بازی خورده وعامل دژمن هستید .
پرسش این است آیاتحمل “ذلت و خواری “بس نیست؟ تا کی در مقابل “تحقیرها و خفت و خواری “ها سکوت خواهیم کرد؟
آیا به خاطر “فساد و غارت و ستم و ناکارآمدی “اعتراض میکنیم یا به “دستور بیگانگان”؟؟!!!
آیا “عزم” خود را برای پاسخ به این “توهین ها “و “تحقیرها “جزم خواهیم کرد؟!
این سرباز کوچک شما ملت بزرگ ازبیست سال پیش در مقابل توهین او به کرات ایستاده ام .

در نامه سرگشاده خطاب به او نوشتم والان هم با شما در مقابل این رژیم تا پایان کار همراه هستم .
نوشتم آنچه به شخص من مربوط میشود علاوه بر بیش از ۳۰ سال زندگی و کار سیاسی دارای بالاترین مدرک علمی در “سیاست “هستم و آنچه مربوط به “غیرت “من میشود سراپای وجودم را غیرت فرا گرفته و بهمین دلیل استکه علیرغم پیش بینی خطرات عظیم ناشی از ناخشنودی احتمالی شما از این سطور که ممکن ست منجر به “بریدن سر “من توسط محافل “خودسر “شود “غیرتم “اجازه نداد در برابر “توهین “شما سکوت کنم لذا علیرغم آن خطرات اعلام میکنم هم «الفبای سیاست میدانم هم الفبای غیرت و هم با سیاست شما کاملا مخالفم…»
این موضع روشن این سرباز کوچک شما بود آیا شما “خفت و خواری” این “تحقیرها و توهین “ها را تحمل خواهید کرد؟؟؟!!!
آیا شما هم می خواهید پاسخی دندان شکن به اهانت های او دهید؟
اگر می خواهید ، پیشنهاد جنبش راه سوم-راه نجات ایران این است با حضور مستمر خود عرصه را بر دیکتاتور تنگ نموده و چرخ های ماشین سرکوبش را با حضور میلیونی خویش از چرخش باز بدارید وبا شیوه های درست دسترسی به منابع مالی رژیم را که ثروت ملی و به شما تعلق دارد مسدود نمائید .
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
جنبش راه سوم-راه نجات ایران
قاسم شعله سعدی
۱۴۰۱/۳/۱۵

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Google Translate