پیام شماره ۶۹ شاما
در بن بست دوسره تسلیم بی قید و شرط و جنگ نابرابر آیا راه سومی وجود ندارد؟
ملت بزرگ ایران
در ربع قرن اخیر ما به ۷ قیام بزرگ دست زده ایم که علیرغم هزینه های سنگین انسانی و مادی همگی به شکست انجامیده اند و هر بار بدون کشف علل شکست قیام پیشین و رفع آن علل ، به قیام بعدی پرداختیم و به همان نتیجه رسیدیم و دست خالی به خانه برگشتیم و بعضا به ابداع نظریه تاسفبار و حتی خفتباری رسیده ایم که بر طبق آن :
اولا اذعان به بی عرضگی خود میکنیم.
ثانیا میخواهیم این بی عرضگی را با اقدام نظامی دشمنانمان برطرف و از تجاوز آنان به کشورمان استقبال نماییم.
اینک شورای انقلاب ملی خودتان از سر درد و نگرانی
با شما سخن دارد:
۱ – علل شکست ها در قیام های هفتگانه اخیر بی عرضگی شما ملت بزرگ ایران نبود علل آن عبارت بودند از :
الف – فقدان نقشه راه و برنامه.
ب – فقدان همبستگی ملی کافی.
پ – عدم سازماندهی.
ت – عدم مدیریت.
ث – عدم رهبری معتبر و بالیاقت.
ج – سرکوب بیرحمانه.
چ – فقدان نظم و دیسیپلین.
ح – فقدان استمرار در مبارزه.
خ فقدان استراتژی و تاکتیک مبارزاتی
۲ – اگر رهبری معتبر و بالیاقتی پیدا میکردیم وظیفه داشت که :
اتحاد و همبستگی ملی را ایجاد و تقویت کند.
نقشه راه و برنامه ارائه دهد.
سازماندهی کند.
نظم و دیسیپلین بر قرار نماید.
مبارزه را تدبیر و مدیریت کند و با کمترین هزینه انسانی و مادی بیشترین دستآورد را کسب نماید
با همبستگی ملی که ایجاد میکرد موازنه قدرت را بنفع مردم تغییر میداد در آن صورت نیروهای حکومتی ریزش میکردند و بمردم میپیوستند و در نتیجه نه تنها هزینه مبارزاتی بالا نمیرفت بلکه حکومت مجبور میشد از طریق مصالحه قدرت را بمردم منتقل کند.
۳ – اگر رهبری معتبر و آگاهی پیدا میکردیم مکلف بود:
استراتژی مبارزه “خشونت پرهیز” را ارائه کند که اولا بمثابه یک “جنگ تمام عیار ” نه “خاله بازی “همه سازوکارهای جنگی مانند وحدت فرماندهی، نظم و دیسیپلین، استراتژی، تاکتیک ،لجستیک ، تبلیغات ،بودجه ،رسانه و …. تدارک ببیند و با تاکید بر “دفاع مشروع ” که خروج موضوعی از “خشونت “دارد معترضین را “مجهز به ابزار دفاع مشروع” نماید تا میدان عمل سرکوبگران را تنگ کند.
۴ – اگر رهبری قدر و توانمند پیدا میکردیم وظیفه داشت :
با توجه به قدرت سرکوب رژیم و با عنایت به ورشکستگی مالی و اقتصادی رژیم با تاکتیک اعتصابات و نافرمانی مدنی و قطع شریانهای مالی و اقتصادی رژیم آن را “زمینگیر” نماید که در آن صورت هزینه های انسانی و مادی مبارزه به حداقل ممکن کاهش می یافت و قیام هم زودتر به نتیجه میرسید.
۵ – در چنان روندی نه به “عقده خود کوچک بینی”(inferiority complex) مبتلا میشدیم که به بی عرضه و ناتوانی خود اذعان کنیم و نه دل به امید تجاوز بیگانگان میبستیم که مغایر “غرور و شرافت ملی” ست.
۶ – تازه وقتی خبرها حاکی از مذاکره با ایالات متحده مطرح است و آقای ترامپ و نتانیاهو آنچه از طریق جنگ نتوانند بدست آورند از طریق مذاکره کسب کنند نتیجه فقط ذلت ما و تسلیم بی قید و شرط نیست بلکه ملاها بر سر قدرت نامشروع میمانند.
۷ – جالب توجه اینکه تجارب تاریخی خود ما از دخالت بیگانگان فاجعه بار بوده مثلا سلوکیان بیش از ۲ قرن و تازیان ۹ قرن و مغولان بیش از ۲ قرن بر ما حکومت کردند و از هیچ جنایتی خودداری ننمودند و سرنوشت عراق و لیبی و افغانستان و سوریه امروز جلو چشم ما میباشد.
۸ – آیا با اینهمه شهید و چشمان کور و مجروحان بیشمار میخواهیم هم تن به ذلت تسلیم بی قید و شرط دهیم و هم شاهد بقای قاتلان فرزندانمان بر تخت قدرت باشیم و قتل عامی بدتر از دهه شصت را تحمل کنیم که توسط قوه قصابیه آغاز شده؟!.
۹ – آیا نمیتوانیم بجای تکرار شعارهای تلوزیون اسراییل اینترنشنال با اعلان حمایت از شورای انقلاب ملی ایران نشان دهیم که ایران “بی صاحب “نیست که هر کسی نقشه ای برای غارت آن بکشد و با اقتداری که از پشتیبانی عملی شما کسب کند بتواند از آتش مبارزات شما” ققنوس وار به پرواز” در آید و کاری کند کارستان؟!
گرچه میدانیم چنانچه حافظ سروده :
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد.
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
شورای انقلاب ملی ایران
۱۴۰۴/۱۱/۱۳