پیام شماره ۷۴ شاما
” آیا موقتا لزوم تغییر تاکتیک مبارزه از اعتراضات خیابانی به اعتصابات سراسری و نافرمانی مدنی” را می پذیریم یا مبارزه را واگذار میکنیم و دست خالی برمیگردیم و به قاتل فرزندانمان جایزه میدهیم”؟!
ملت بزرگ ،داغدار و دادخواه ایران
اگر وظیفه رهبران سیاسی در هر صورت تامین “منافع ملی” کشور متبوعشان میباشد تکلیف رهبران قیامها علاوه بر آن جلوگیری از “انفعال و انقطاع “مبارزه و تامین “تداوم” آن و “هدایت ” قیام به پیروزی میباشد و بدین منظور باید “موانعی” که حکومت بر سر راه قیام ایجاد میکند را از طریق “کشف”و استفاده از راه حل های “جایگزین ” برطرف نماید و در صورت اقتضا نسبت به “تغییر تاکتیکها و حتی استراتژیهای”بی نتیجه تردید بخود راه ندهد. برای نمونه “نلسون ماندلا” با ملاحظه نیم قرن مبارزه بی نتیجه “خشونت پرهیز” ،رهبران کنگره ملی آفریقای جنوبی را متقاعد نمود که “استراتژی مبارزه خشن” را جایگزین “استراتژی مبارزه خشونت پرهیز” نمایند اینک با توجه به “قتل عام” اخیر و تفویض مرحله دوم این “قتل عام” به قوه قصابیه که ممکن است کشتاری بدتر از دهه شصت را رقم زند نکاتی را با شما ملت بزرگ در میان میگذاریم:
۱ – قبلا بموجب پیام شماره ۴۹ با توجه به “عجز” علی خامنه ای در ایجاد “گشایش ” در معیشت مردم که قیام اخیر را کلید زد و با عنایت به شناختی که از “کاراکتر قسی القلب ” وی داشتیم مبنی بر اینکه از قدرت مغصوب از طریق “مصالحه “کنار نمیرود نتیجه گیری نمودیم که تنها راه باقیمانده برای حفظ قدرت وی “سرکوب ” است و برای ” یک مبارزه تمام عیار ” شما را فرا خواندیم .
۲ – بموجب پیامهای شماره ۵۰ و ۵۴ با پیش بینی رسیدن اعتراضات فزاینده به نقطه ای که “سرکوب “را اجتناب ناپذیر مینماید پیشنهاد “کاهش “اعتراضات خیابانی “به “هفته ای یکبار در روز جمعه “را ارائه نمودیم ولی نه هیچ بخشی از اپوزیسیون از پیشنهاد ما حمایت کرد و نه مردم خطر را احساس نمودند که نتیجه آن” قتل عام فاجعه بار” بود.
۳ – اینک از یکسو تجربه نشان داد که در “اعتراض خیابانی” حکومت “دست بالا “دارد و میتواند هزاران شهید را روی دست مردم بگذارد و از سوی دیگر “عدم تداوم مبارزات و منقطع “بودن آنها یکی از مهمترین علل ناکامی در قیامهای ربع قرن اخیر بوده، بنابراین با توجه به “لزوم تداوم و استمرار مبارزه ” از یک طرف و جلوگیری از هزینه های نامتناسب و غیر عقلایی “اعتراضات خیابانی” از طرف دیگر اقتضا دارد که به “راه سوم ” برای حل این تناقض متوسل شویم.
۴ – رهبر منعزل با تکیه بر تئوری “النصر بالرعب” و پیروی از روشهای استالینی و الگوبرداری از سرکوب معترضین در میدان “تین آن من “پکن بدستور دنگ شیائوپینگ به “قتل عامی” دست زد که شمار آن از ۳۱۱۷ نفر طبق آمار رسمی دولت تا ۴۳۰۰۰ نفر طبق اعلام مقام اسرائیلی و ۸۴۰۰۰ نفر طبق اعلان خبرنگار فرانسوی و حتی بیشتر از این ارقام در نوسان است.
۵ – اگر رهبر منعزل میتواند از کشتار میدان تین آن من بدستور دنگ شیائوپنگ الگوبرداری کند چرا ما نتوانیم حتی از تدبیر جنایتکاری مانند خمینی که در چنین روزی پس از اعلان حکومت نظامی بدستور شاپور بختیار و منع عبور ومرود الگو برداریم که فتوا داد که:
“این اعلامیه غیرقانونی ،خدعه و خلاف شرع است و مردم بهیچ وجه نباید به مقررات منع رفت و آمد و حکومت نظامی اعتنا کنند و باید به خیابانها بیایند و اعتراض کنند”.
رهبران مبارزه باید “بزنگاه های “قیام را تشخیص دهند و ”تصمیم هوشمندانه “مقتضی بگیرند کما اینکه خمینی با این “تصمیم “پیروزی انقلاب را تضمین نمود در حالیکه مهندس موسوی هم که میتوانست با تشخیص “بزنگاه” عاشورای ۸۸ بجای “رها کردن” جنبش، کار رژیم را تمام کند،جنبش را رها نمود.
۶ – بنابر آنچه بیان شد از یکسو باید در هرصورت از” وقفه” در مبارزه جلوگیری کنیم زیرا تجربه قیامهای گذشته نشان میدهد که یکی از مهمترین علل ناکامی آنها را “عدم تداوم مبارزه “بوده و از سوی دیگر روش “اعتراضات خیابانی ” موجب هزینه های سنگین “انسانی “میشود در حالیه بر طبق اصول “مدیریتی” و بویژه اصل “اقتصاد نیرو” باید در مبارزه با “کمترین” هزینه “بیشترین ” دستاورد تامین گردد ، در راستای حل این “بن بست یا تناقض” و با آگاهی از “خصلت سرکوبگری” خامنه ای همانگونه که از اول هم بر تاکتیک” اعتصابات و نافرمانی مدنی و قطع کامل شریانهای مالی و اقتصادی” رژیم تاکید مینمودیم شورای انقلاب ملی ایران از همه هم میهنان بویژه گروه های دارای مرجعیت اجتماعی از جمله؛دانشجویان ،وکلای دادگستری ،ورزشکاران ،دانش آموزان، معلمین ،کارگران ،کارکنان دولت و دستگاه های عمومی، هنرمندان ،بازاریان و غیره مصرانه میخواهد از طریق “اعتصابات سراسری” در کلیه صنایع و ادارات و اصناف و نیز نافرمانی مدنی کامل، رژیم نامشروع و “رهبر قاتل” را “زمینگیر “نمایند و بویژه از ۲۹ بهمن که مصادف با سالروز برگزاری مراسم “چهلمین ” روز شهادت معترضین قم در انقلاب و نیز مقارن “چهلمین” روز شهدای قتل عام اخیر میباشد مسئولیت ملی،اخلاقی،انسانی و انقلابی خود را ایفا نمایند.
نتیجه بی برنامگی و عدم توجه به پیشنهاد ما در قیام اخیر هزاران شهید عالی مقام بود.
و نتیجه بی عملی به” تغییر تاکتیک” از “اعتراض خیابانی” به “اعتصابات سراسری و نافرمانی مدنی ” که به معنی “وقفه و عدم استمرار” در مبارزه میباشد علاوه بر اینکه قیام را به “محاق” میبرد “مرحله دوم قتل عام” توسط قوه قصابیه را بدنبال خواهد داشت که در اینصورت ما به عنوان “معاونین و شرکای جرم” در این قتل عام شناخته خواهیم شد.
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
شورای انقلاب ملی ایران
۱۴۰۴/۱۱/۲۱