پیام شماره ۶۷ شاما

پیام شماره ۶۷ شاما

کیفرخواستی علیه مرجعیت شیعه

دیر زمانی مرجعیت شیعه نقش تکیه گاه مردم در مقابل ستمگران را ایفا میکرد و در قامت شیخ به چالش شاه میپرداخت و این نقش حتی گاهی همزمان در قامت مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی تبلور پیدا میکرد و حتی خانه مراجع به پناهگاهی برای مبارزین در برابر استبداد شاه در میآمد برای نمونه فتوای میرزا حسن شیرازی همزمان ناصرالدین شاه و انگلستان را بگوشه رینگ برد و یا آقانجفی ضل السلطان را به مخمصه میانداخت و پناه بردن مبارزین به خانه سید کاظم شریعتمداری از خطر سرکوبگران شاه در ۵۷ که البته از حمله آتش به اختیاران اعلیحضرت مصون نماند و برای اولین بار در تاریخ حریم خانه یک مرجع تقلید شکسته شد و البته در حکومت اسلامی حریم بسیاری از مراجع و بیتشان شکسته گردید.

ایفای این نقش مستلزم استقلال روحانیت و تشکیلات آن از حکومت بود و این استقلال بود که اجازه میدارد مراجع چنین اقتداری داشته باشند در جمهوری اسلامی این استقلال از بین رفت و مراجعی که بودجه آنها از طریق سهم امام و کمک تجار و مردم تامین می شد محتاج بودجه حکومت شدند و بند نافشان به رانت های دولتی وصل شد و ردیف های متعدد در قانون بودجه برای تشکیلات آنها اختصاص یافت و پاره ای از آنها مستقیما در تجارت مباشرت کردند از واردات سیگار تا انحصار شکر و تملک معادن سنگ نمونه های این مباشرت میباشد از طرفی با اشغال مناصب حکومتی دارای “امضاهای طلایی” گردیدند و باب ” زد و بند و ارتشا و رشا” را مفتوح دیدند و بر خلاف خمینی که برای کسب مرجعیت دینی روال طبیعی را پیموده بود و مشروعیت سیاسی خود را بعنوان رهبر انقلاب بدست آورده بود در مورد خامنه ای قضیه کاملا برعکس بود زیرا نه تنها مشروعیت سیاسی نداشت بلکه اشغال جایگاه رهبری وی دقیقا بر خلاف شرایط قانونی و شرعی بود و مرجعیت دینی وی نیز متقلبانه و بدون طی روال طبیعی رقم خورد بنابراین مجبور بود به دیگران باج دهد تا از حمایت آنها برخوردار گردد و چنین بود که یک سیستم “مافیایی” اطراف علی خامنه ای شکل گرفت و روحانیت و‌مرجعیت را با “رانت‌های اعطایی آبستن “نمود و به “فساد و تباهی” کشاند و محبت و احترام مردم نسبت به آنها به “نفرت و خشم” تبدیل شد که نمونه های آنرا در آتش زدن تعداد زیادی “به اصطلاح “حوزه های علمیه در قیام ملی اخیر مشاهده نمودید.

اکنون مردم میپرسند:
۱ – مگر نقض “اصالت رهبری” که از شورای سقیفه بعنوان انحرافی تاریخی شیعه را داغدار کرده در شورای خبرگان ۱۳۶۸/۳/۱۴ تکرار نشد ؟ چرا مرجعیت شیعه نه تنها آنرا محکوم نکرد بلکه با سکوت و حتی با حمایت از آن شریک جنایات و تبهکاری های خامنه ای گردید؟!

۲ – مگر حفظ حرث و نسل وظیفه شما نیست و ‌سکوت شما در برابر قتل عام های مکرر مردم توسط علی خامنه ای که آخرین مورد آن تاکنون، قتل عام گسترده هزاران هموطن بیگناه بود مگر با توجه به وحدت ملاک “لعن الله امته سمعت به ذالک و رضیت به ” معاونت در جنایت و قتل عام مردم نیست؟!

۳ – به کسانیکه هنوز اندک احترام و اعتباری نزد مردم دارند هشدار میدهیم که چرا دست از وسط بازی و محافظه کاری بر نمیدارند آیا نمیدانند که ارزیابی پیامبر از تنها ضربه علی :”الضربت علی یوم الخیبر (یا خندق) افضل من عبادت الثقلین” به این دلیل آن را از ارزش عبادت دوجهان برتر میداند که ضربه ای “کاری و بهنگام” که تکلیف یک جامعه را روشن میکند سزاوار چنین تحسینی میباشد نه رفتار محافظه کارانه ای که نه سیخ را بسوزاند نه کباب را؟ آیا نمیدانید که اگر آتش خشم مردم شعله ور گردد خشک و تر را باهم میسوزاند و تفاوتی بین کاظم صدیقی دزد و محسنی اژه ای جنایتکار با آیت الله دکتر مصطفی محقق داماد قائل نمیشود ؟ آیا ” اتقوا فتنه لاتصیبن الذین ظلموا منکم خاصتا ” را ما باید به شما آموزش دهیم؟

۴ – ازافقه الفقها اعلا مرجع شیعیان آیه الله سیستانی میپرسند : وقتی که مردم را از نماز گزاردن به امامت حقوق بگیران دولت بر حذر میدارید چرا رسما عدم مشروعیت دولت و منع همکاری با آن و امتناع از پرداخت مالیات و حرمت تظلم و مراجعه به دستگاه قضایی آن را که استلزام منطقی با فتوای جنابعالی دارد اعلان نمیکنید؟

۵ – ما مرجعیت شیعه را به دلایل متعدد از جمله به استناد مشارکت و معاونت ناشی از سکوتشان در برابر جنایات و قتل عام مردم توسط علی خامنه ای مجرم میشناسیم و شکایت خود را نزد خداوند میبریم و نیز کیفرخواست خود را به دادگاه ملت بزرگ ایران عرضه مینماییم.

سرافراز ملت ایران
پاینده ایران

شورای انقلاب ملی ایران
۱۴۰۴/۱۱/۱۱

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *