اضطرار

اضطرار
تحفه ای از جانب پروردگار آورده ام
در زمستان مژده فصل بهار آورده ام

اندراین شام سیه کز هر طرف آید یورش
تا که این کشور بماند بر قرار آورده ام

نی پیامی مبتنی بر اقتضای میل خود
بر اساس اقتضای روزگار آورده ام

مملکت چون زیر بمباران دشمن رفته ست
لاجرم بر حسب وضع اضطرار آورده ام

چونکه اسراییل و آمریکا هجوم آورده اند
تا نمایم دشمنان را شرمسار آورده ام

قصد دشمن چونکه باشد انهدام مملکت
تا نمایم عزم خود را استوار آورده ام

گشته جنگی نابرابر بر وطن تحمیل و من
داده ام از کف چو صبر و اختیار آورده ام

تا بیارایم سپاهی مقتدر در کارزار
چاره تا بیند عدو اندر فرار آورده ام

از هجوم خالد و چنگیز و اسکندر بسی
نکته تا ایران بماند پایدار آورده ام

از قوام السلطنه وز نادر و یعقوب لیث
نکته ای از بهر خصم نابکار آورده ام

من هزاران نکته در این کارزار سرنوشت
بهر نیروی بسیج و پاسدار آورده ام

هم به ارتش گفته ام باید بپیوندد بخلق
هم برایش نقشه های سربدار آورده ام

چون “قیامی اضطراری”چاره این ماجرا ست
راه حلی همره شعر و شعار آورده ام

سینه ام آتشفشان از داغ کشور گشته ست
لاجرم پیغام با شور و شرار آورده ام

چون خیانت بر نمیتابد دل خونین من
خائنان را تا به پای چوب دار آورده ام

هم خیانت میتوان بنمود هم خدمت لذا
بهر خدمت من نشان افتخار آورده ام

بهر حفظ مام میهن از گزند اجنبی
من به میدان ملتی امیدوار آورده ام

ملتی بهر دفاع از سرزمین مادری
با دلی خونین و قلبی بیقرار آورده ام

باید ایران را نمایم مدفن بیگانگان
این سخن را هم چو یک آموزگار آورده ام

آستین بالا بزن ای “شعله” در این کارزار
لشکری اینجا من از بهر شکار آورده ام

۱۴۰۵/۱/۹

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *