ملت کودتازده ایران

ملت کودتازده ایران

روزی که ترامپ خبر از “تغییر نظام ” جمهوری اسلامی داد مشخص بود که “کودتای پیچیده و آرامی” بوقوع پیوسته است تا آنچه را که از طریق جنگ تجاوزکارانه با تحمیل بیش از دوهزار میلیارد دلار خسارت مادی و بخاک و خون کشیدن بچه های “میناب و لامرد ” بدست نیاوردند از طریق این کودتا بدست آورند و بجای پمپاژ تحرکات تجزیه طلبانه در استانهای غربی،سلطه خود را از طریق کودتاچیان در “کل کشور” برقرار نمایند و چون در صورت استقرار رژیمی آزاد و دموکراتیک در ایران، این کشور نه تنها بطور طبیعی ظرفیت های کافی برای تبدیل شدن به “قدرتی جهانی” خواهد داشت بلکه الهام بخش ملل منطقه خواهد شد که به سلطه بیگانگان بر خاورمیانه پایان خواهد داد بنابراین باید تحولات کشورمان نه از طریق مبارزات خشونت پرهیز و مدنی که میتوانست به تشکیل دولتی ملی و مستقل منجر شود تا ایران را به جایگاه شایسته خود برساند بلکه از راه کودتا محقق گردد تا به روال گذشته کودتاچیان منافع بیگانگان را تامین کنند و سلطه آنان بر کشورهای منطقه نیز استمرار یابد.

شاید یکی از پررمز و رازترین علل عقبماندگی مزمن کشورمان هم این باشد که حتی در زمان استعمار کلاسیک قدرتهای استعمارگر بجای استعمار رسمی کشورمان ترجیح میدادند منافع خویش را از طریق دولتهای وابسته و کودتایی تامین نمایند که کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ رضاخان و‌کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ برای استمرار سلطه انگلیس و آمریکا نمونه های بارز این رجحان میباشند بگذریم از آنچه در کنفرانس گوادلوپ گذشت !! اکنون که وقوع کودتا اظهر من الشمس میباشد نکاتی را اعلام مینمایم:

۱ – آیا سقوط دولت ملی دکتر مصدق توسط کودتای انگلیسی-آمریکایی ۲۸ مرداد روند دموکراتیزاسیون کشورمان را مختل و دیکتاتوری محمد رضا شاه را برای ربع قرن تداوم نبخشید؟

۲ – آیا در جریان کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ رسما از باراک اوباما نپرسیدید که:” اوباما اوباما با آنهایی یا با ما ” ؟ و اوباما خامنه ای را بر شما ترجیح نداد؟ و خامنه ای قیام شما را سرکوب نکرد؟

۳ – آیا اعتصابات گسترده کامیونداران و نانوایان و کشاورزان که حکومت را غافلگیر نمود با تجاوز ۱۲ روزه اسراییل و آمریکا عقیم نماند؟

۴ – آیا جنگ تجاوزکارانه ۴۰ روزه اسراییل و آمریکا قیام ملی را که با اعتصابات گسترده بازار و دیگر اصناف پایه های حکومت را چنان متزلزل کرده بود که دولت برای اولین بار “درخواست مذاکره با اعتصابیون” نمود را به حاشیه نبرد؟!

۵ – آیا منظور فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت از “گفتگو با مردم” که در ۱۴۰۴/۱۰/۱۷ بیان نمود : “معترضان فرزندان ما هستند و بدستور رئیس جمهور همه وزارتخانه ها و دستگاه ها نیز متناسب با وظایف خود موظف شده اند برای گفتگو و پیگیری مطالبات مردم اقدام کنند” قتل عام مردم معترض در ۱۸ و ۱۹ دیماه نبود؟!

۶ – آیا قیام ملی که از هفتم دیماه ۱۴۰۴ آغاز و در ۱۸ و ۱۹ دیماه میرفت که طومار رژیم را درهم بپیچد با “قتل عامی” که عمدتا توسط عوامل بیگانه و سبوعیت علی و بویژه فرمان مجتبی خامنه ای رقم خورد با جنگ تجاوزکارانه ۴۰ روزه اسراییل و آمریکا منجر به شکست نشد؟!

۷ – آیا تفاهم‌نامه منعقده که بنا به ادعای جمهوری اسلامی متضمن “پذیرش همه خواسته‌ های ایران” از طرف آمریکا ست یک “تله فریب ” برای آمادگی بیشتر جهت آغاز دور “سوم تجاوز” نیست ؟ و در غیر این صورت آیا ” نیم کاسه ای زیر کاسه” و متضمن “تسلیم بی قید و شرطی” که ترامپ مکررا میخواست ولو بطور “محرمانه و پنهانی” نمیباشد؟!

۸ – بنظر میرسد همانگونه که ترامپ بارها گفته مقامات ایران که “کشته نشدند ” صرفا برای “امضای تسلیم نامه” زنده مانده اند بنابراین اگر مجتبی خامنه ای را نکشته اند میتواند با هدف ایفای نقش “محلل “در “سه طلاقه” جمهوری اسلامی و آمریکا زنده مانده باشد تا “کودتای اول موجب مشروعیت مقامات کودتای دوم” گردد.

۹ – برای “کودتای دوم ” محمدباقر قالیباف بنحو هوشمندانه انتخاب گردیده بویژه اگر حرف و حدیث در مورد اتهام الیاس فرزند وی مبنی بر لو دادن جای علی خامنه ای مقرون به صحت باشد از طرفی

نشان از دو کس دارد این نیک پی
ز افراسیاب و ز کاووس کی

قالیباف هم سردار سپاه و هم رئیس مجلس است و در تعطیلی چهار ماهه مجلس که نمایندگان مفلوک به دنبال “نخود سیاه” فرستاده شده بودند هم عنوان ریاست آن را یدک میکشد و هم از اعتراض بعضی نمایندگان بی موکل آسوده خاطر می بود و بر دولت هم نفوذ لازم را داشت و با سرداران سپاه هم که “ایاغ “است مواضع وی هم نشان از این دارد که دست کم از مهارتهای سید ضیا الدین طباطبایی برخوردار میباشد.

۱۰ – این “کودتا در کودتا” یا “کودتای دوقلو” میتواند سلطه سپاه پاسداران را بر کشور کامل نماید و “حکومت نظامیان ” در کشور رسمیت یابد و عملا در ایران “حکومت نظامی” برقرار شود و در عین حال سیستم بگونه ای متحول گردد که مانند پاکستان حتی “دولت تابع نیروی مسلح “خود باشد نمونه های این رفتار حتی از قبل هم قابل مشاهده بود برای مثال تصمیم شورای عالی امنیت ملی که قانون قطعی و نهایی مصوب قوه مقننه را متوقف نمود یعنی “تفوق میدان نه تنها بر دیپلماسی” بلکه بر “قوای سه گانه”!!! که البته ژرژ کلمانسو رئیس وقت دولت فرانسه را که معتقد بود:” جنگ مهمتر از آن است که صرفا بدست ژنرال ها مدیریت شود” یعنی ﴿نه تنها نظامیان از دخالت در سیاست ممنوع میباشند بلکه باید از تصمیمات مدیریت سیاسی کشور تبعیت نمایند) در قبر خواهد لرزاند.

۱۱ – از آنجا که حکومت‌های “کودتایی” بدون حمایت قدرتهای خارجی قابل دوام نیستند و طبیعتا این حمایت بیگانگان متضمن سلطه آنان بر دولت کودتا خواهد بود بنابراین همچون دوره رضاشاه و محمد رضا شاه ،ایران عملا به “مستعمره غیر رسمی” آنها تبدیل خواهد شد اگر این کودتاها خنثی نشوند علاوه بر برقراری عملی حکومت نظامیان در کشور، اسراییل که نقش ژاندارم ایالات متحده در منطقه را بعهده خواهد داشت اصالتا از طرف خود و وکالتا از سوی ایالات متحده بر مقدرات ملک و ملت و نیروهای مسلح ایران مسلط خواهد شد

۱۲ – آیا ملت شجاع و مغرور و باهوش ما به اندازه مردم ترکیه که فقط با یک فراخوان کودتای نظامی ۲۰۱۶ را خنثی کردند این ظرفیت را دارند که آن را درهم شکنند؟!

در ۲۸ امرداد ۳۲ دکتر مصدق مردم را به مبارزه علیه کودتا دعوت نکرد و نتیجه آن ۷۳ سال استبداد (البته تا امروز) شد اینجانب نمیخواهم قتل عام ۱۸ و ۱۹ دی تکرار شود بویژه با توجه به “ضرورت اقدام فوری” از یک طرف زیرا چنانچه کودتا “جا بیافتد “شکستن آن اگر نه غیرممکن،دست کم بسیار مشکل خواهد بود و از سوی دیگر تجربه موفق مجتبی خامنه ای در صدور فرمان قتل عام ۱۸ و۱۹ دیماه ۱۴۰۴ او را در تکرار این جنایت مصمم تر و مردم را به دلیل افزایش هزینه ها دچار تردید و احتمالا ترس مینماید.
اکنون ملت بزرگ ما بر سر دوراهی خطرناک تسلیم در برابر کودتاچیان و نیز تسلیم بی قید و شرط در برابر ترامپ و نتانیاهو یا پنبه شدن آنچه تا کنون رشته و تحمل تحقیر و سرکوبی بدتر از آنچه تا کنون تحمل کرده است قرار دارد.

اگر ملت ما با فراخوان یا حتی بدون فراخوان دکتر مصدق در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ فقط یک روز همت میکرد و کودتا را درهم می شکست آیا در مدت ۷۳ سال تحقیر و سرکوب میشد ؟!و اگر امروز کاری نکند پاسخ نسل کنونی و نسل های آینده چه خواهد بود؟!

در فقدان یک اپوزیسیون واقعا ملی و توانمند و غوغا سالاری رسانه های پرمخاطب مزدور در تلاش برای برکشیدن سرسپردگان بیگانه ، و در وضعیت خطرناک کنونی آیا میتوان روی مردم مصمم و “پای کاری” که بارها بدون “برنامه و مدیریت “قیام کرده و شکست خورده است حساب نمود تا با “قیامی ملی و مدیریت شده” بتوان به این “دور باطل” و سیکل معیوب “قیام و سرکوب” و “کودتا و استبداد” پایان داد ؟! اگر پاسخ آری است ما را خبر کنید.

سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
قاسم شعله سعدی
۱۴۰۵/۴/۸

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *