کودتا در کودتا
بیانیه شماره ۹۹ شاما
ملت بزرگ ایران
۲۴ روز پس از مرگ علی خامنه ای برابر با چهارم فروردین ۱۴۰۵ که دونالد ترامپ گفت: “در ایران رژیم تغییر کرده است” با مشاهده “دم خروس کودتا” بیدرنگ وقوع “کودتا” را افشا نمودیم و امروز “خود خروس” را مشاهده میکنیم زیرا:
۱- نامه جی دی ونس که قاعدتا باید خطاب به پزشکیان بعنوان ریاست جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی ارسال میشد به «ژنرال رضایی» مخابره شد یعنی ایالات متحده او را “شخص اول” مملکت تلقی نمود.
۲- ژنرال رضایی در مصاحبه رسمی گفت: این دومین نامه آمریکا به ایران است زیرا نامه اول را خطاب به علی خامنه ای ارسال کرد و “مخاطب نامه دوم من ” هستم (در واقع خود را در جایگاه شخص اول مملکت و “همتراز”رهبر فقید غیرقانونی! قرار داد).
۳- تماس تلفنی ژنرال رضایی با “ولادمیر پوتین” در عرف دیپلماتیک به این معنی است که از نظر روسیه ژنرال رضایی “شخص اول” کشور تلقی شده و الا همه میدانند پوتین که با شاه هم پالوده نمیخورد چگونه حاضر به تماس تلفنی با ژنرال رضایی شده است!
۴- باقری کنی معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی پس از دیدار با وزیر امور خارجه چین، تعهد چین مبنی بر تعامل با شورای عالی امنیت ملی و “شخص دبیر” آن یعنی ژنرال رضایی را گزارش نمود!
اگر تنها به همین نکات توجه کنیم از منظر بین الملل دیگر مساله مساله “دم خروس ” نیست بلکه “خود خروس کودتا” را مشاهده میکنیم زیرا “سه قدرت بزرگ جهان” یعنی ایالات متحده و روسیه و چین ژنرال رضایی را در جایگاه “رهبر جمهوری اسلامی” تلقی کرده اند و از منظر داخلی وقتی ذوالقدر جای خود را به ژنرال رضایی داد و پیش از آن در کودتای اول ، مجتبی “مفقودالاثر” جهت “مشروعیت” بخشیدن به “کودتای دوم” ولو بصورت “مقوایی” بعنوان رهبر جلوس نموده و زمانی که مجلس مفلوک مصوبه قطعی خود معروف به “عفاف و حجاب” را به شورای عالی امنیت ملی سپرد تا آنرا “بایگانی” و از اجرای آن جلوگیری کند، «چوب حراج” را به “جایگاه” مجلس شورای اسلامی زد و عملا ” تفوق”این شورا و در نتیجه “تفوق دبیر” آن را (و نه رئیس شورا ) را بر ارکان حکومت پذیرفت، زیرا وقتی “سپاه پاسداران” کودتا میکند “منطق کودتا” حکم میکند که دبیر شورا که “ژنرال” است “همه کاره” آن باشد و نه حتی رئیس شورا که رئیس جمهوری “غیر نظامی” میباشد!
اینک پرسش این است که تا کی ملت بزرگ ایران باید زیر سلطه “نظامیان و کودتاچیان” باشند اکنون ۱۰۶ سال از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ رضاخان میگذرد که با قشون “قزاق روسی و پشتیبانی انگلیس” بقدرت رسید و اهداف انقلاب مشروطه یعنی “عدالتخانه و مجلس ملی” را بباد فنا داد و ۷۳ سال از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سپری شده و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.
و پرسش این است که مگر همه “قیامهای” پس از ۱۳۵۷ توسط سپاه پاسداران “سرکوب”نشده اند از جمله مگر” قتل عام” دیماه ۱۴۰۴ توسط سپاه پاسداران صورت نگرفته است؟!
و پرسش این است که مگر عمده “فساد سیستماتیک و گسترده و عریان و نهادینه” شده توسط سپاه پاسداران صورت نگرفته؟!
و مگر “دیپلماسی و اقتصاد” تابع “میدان” یعنی “سپاه پاسداران” نبوده؟!
و مگر وضعیت فاجعه بار کشور نتیجه دخالتهای غیرقانونی سپاه پاسداران در همه بخشهای “سیاسی فرهنگی ،اقتصادی، تجاری” و غیره نبوده و نیست؟!
و پرسش مهم این استکه اگر پدران ما در مقابل کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ رضاخان و کودتای آمریکایی -انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سکوت نمیکردند آیا ملت ما در طول ۱۰۶ سال گذشته این” مصیبت ها” را تحمل میکرد؟!
آیا ملت بزرگ ایران که جهانش ملتی باهوش میشناسد به اندازه ملت ترکیه که کودتای ۲۰۱۶ را درهم شکست بلوغ سیاسی و غیرت ملی ندارد که “کودتا در کودتای” فعلی را درهم شکند؟!؟! و بجای “جایزه” به پاسدارانی که هم “قیام هایشان” را طی دهه های گذشته “سرکوب” نموده و هم «بیت المالشان” را “غارت” کرده و در همه عرصه ها ملت ما زیر سلطه آنها بوده و نتیجه رویکرد نابخردانه آنها وضعیت “فاجعه بار” کنونی میباشد آیا علیرغم اینهمه تجارب ایران برباد ده، این ملت بزرگ باز هم “ننگ و خفت” سکوت و بی تفاوتی در برابر کودتا را تحمل خواهد کرد؟! و پذیرای «استبداد نظامیان” خواهد شد که بمراتب خشن تر از استبداد شیخ و شاه خواهد بود؟!
آیا اگر وضعیت “کودتا در کودتا” در نتیجه “سکوت و بیتفاوتی” مردم تثبیت شود وضعیتی بهتر از پاکستان نصیب ایران خواهد شد؟!
مگر مشاهده نمیکند که در پاکستان حتی دولت زیر سلطه نیروهای مسلح قرار دارد بگونه ای که تصمیم اصلی را نه “نخست وزیر”شهباز شریف و دولت که عاصم منیر فرمانده ارتش میگیرد و حتی وزیر کشور نقش “نامه رسان” فرمانده ارتش را بعهده دارد؟! آیا پس از ۱۲۰ سال تلاش و مبارزه و ایجاد ۲ انقلاب و ده ها قیام،ملت بزرگ ایران “شایستگی” تشکیل یک “دولت ملی” را ندارد؟!
ما که با تایید منشور “راه سوم-راه نجات ایران” نقشه راه نجات واقعی را به شما عرضه کرده ایم و پس از جلوس دوباره ترامپ بکاخ سپید و پیشبینی وضعیت خطرناک کنونی “شورای انقلاب ملی ایران” را بعنوان یک “اقدام احتیاطی” تشکیل داده ایم که از “خلا قدرت و ناامنی و هرج و مرج و نهایتا از جنگ داخلی و تجزیه کشور” جلوگیری کنیم و بمنظور “تحکیم ساختار دفاعی” کشور همه “فرماندهان نیروهای نظامی” را در “شرایط جنگی” کنونی در سمتهای خود” ابقا “نموده ایم آیا بیتفاوتی و سکوت شما در برابر وضعیت “کودتادرکودتا” فاجعه ۲۸ مرداد تکرار نخواهد شد ؟! اگر در ۲۸ مرداد “تقصیر شکست” را بتوان به گردن دکتر مصدق انداخت که شما را به “درهم شکستن کودتا” فرا نخواند آیا سکوت و بیتفاوتی خود در برابر فراخوان شورای انقلاب ملی ایران مبنی بر “درهم شکستن کودتا” و وضعیت “کودتا در کودتا” را میتوان به گردن این شورا انداخت؟!
با این وجود برخلاف رضا پهلوی ما شما را به رفتن در خیابانها دعوت نمیکنیم که هدف “قتل عام” توسط “کودتاگران” قرار گیرید ،شما را فقط به “اعتصابات گسترده و نافرمانی مدنی” فرا میخوانیم ، نسل زد عزیز بویژه دانش آموزان و دانشجویان و معلمان و کارگران و هنرمندان که بی محابا در ۱۸ و ۱۹ دیماه به خیابان رفتند و هزاران “وجود ارزشمند” را از دست دادند اکنون دعوت ما را اجابت میکنند ؟!و با “اعتصابات ملی و نافرمانی مدنی” کودتا و وضعیت “کودتا در کودتا” را در هم خواهند شکست؟!؟!
با توجه به اینکه فردا روز “نوجوانان” و در واقع روز “نسل زد ” میباشد ،انتظار این است که از این رخوت و وضعیت “پسیو و بی عملی” و ضمنا از “بیگدار به آب زدن” فاصله گرفته و طرحی برای “درهم شکستن کودتا” از طریق “نافرمانی مدنی و اعتصابات گسترده” بمرحله اجرا بگذارند.
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
شورای انقلاب ملی ایران
۱۴۰۵/۸/۱۴
