پیام شماره ۴۰ شاما
مردم غیر متدین و تحریک شده و مزدور دشمن
اگر زمانی که علی خامنه ای علیرغم اقرار صریح مقرون به صحت فقدان شرایط قانونی خود ، قدرت شما را غصب نمود سکوت نکرده بودیم جرات نمیکرد شما را علف های هرز، بی سیاست ،بی غیرت ،میکرب های اجتماعی و غیره بنامد و امروز با فرمان” آتش به اختیاری “و دستور ” سرجا نشاندن” شما ،شما و قیام ملیتان را به “سخره “نمیگرفت و با بیان : “عده ای غیر متدین تحریک شده مزدور دشمن” آنچه لایق خودش بود را به شما نسبت نمیداد.
اگر در جریان اولین فساد گسترده ۱۲۳ میلیاردی در حالیکه هنوز مدت ریاست رفیق دوست بر بنیاد مستضعفان” به اتمام نرسیده بود “حکم “ریاست او برای دوره بعد” را صادر نمود و دادگستری سرسپرده فاضل خداداد را “اعدام” و برادر حاج محسن از خطر جست ،در مقابل “بی عدالتی “ها سکوت نمیکردیم نه رهبر منعزل جرات میکرد در مورد فساد سه هزار میلیاردی بگوید “قضیه را کش “ندهید و نه فساد و غارتهای چندین هزار میلیاردی اقتصاد کشور را به روز سیاه و شما را به فقر فراگیر گرفتار میکرد.
اگر در کودتای انتخاباتی ۸۸ رهبری قدر برای خنثی کردن کودتا و هدایت قیامتان پیدا کرده بودیم او نه جرات میکرد در کشوری که ریاست دولت هایی مانند قائم مقام فراهانی ،امیرکبیر ،محمد علی فروغی، احمد قوام و محمد مصدق را تجربه نموده بود با مهندسی انتخابات ،پخمه ای شش کلاسی را به ریاست جمهوری شما ملت فرهنگ آفرین بگمارد و نه افراد را از پانزده سال پیش در حبس خانگی غیرقانونی آنهم بی هیچ محاکمه ای نگه دارد. و امروز شما را عده ای غیر متدین تحریک شده مزدور دشمن بخواند.
اگر رهبر منعزل از حمایت فرماندهان نیروهای مسلح ما مطمئن نبود آیا جرات اینهمه گستاخی بملت را داشت ؟!
آیا اگر سپهبد حبیب الله سیاری قهرمان دفاع مقدس به اتفاق نیروهای تحت امرش پیوند خود با مردم را اعلام کرده بود اولین شهید مرحله جدید قیام ملی از فسای قهرمان یعنی زادگاه سپهبد سیاری رخ میداد؟!
اگر ۲۳ سال پیش که استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با انتشار نامه ای سرگشاده و با استدلال مستحکم حقوقی خامنه ای را رهبر غیرقانونی و مرجعیتش را قلابی و سیاستهای داخلی و خارجی او از جمله سیاستهای ضد آمریکایی و ضد اسراییلی و فلسطین محورش را به چالش کشید در مقابل بازداشت و شکنجه و اخراج او از دانشگاه پس از ۲۸ سال تدریس حقوق بین الملل و علوم سیاسی و روابط بین الملل سکوت نمیکردیم امروز مداحان کم سواد در قامت استاد ، دانشگاه را به ابتذال میکشیدند؟!
مساله امروز ما دیگر از “استبداد” گذشته مساله “استحقار” است یعنی یک ملت را “تحقیر” کردن.
اکنون پرسش اساسی این است که : آیا در دل این انقلاب همانند قیامهای شکست خورده قبلی که درست در زمانی که میشد کار را تمام کرد مثل عاشورای ۸۸ جنبش را رها میکنیم و علیرغم هزینه های سنگین انسانی و مادی دست خالی به خانه برمی گردیم و بی برنامگی و تزلزل اراده ما علی حقه باز را متجریتر خواهد کرد و موضعگیریهای احمقانه اش زمینه را برای دخالت ترامپ و نتانیاهو آماده خواهد نمود؟! تا حکایت تحقیر ملت ونزوئلا در مورد ملت بزرگ ما تکرار شود؟!
از هر چیز که بگذریم آیا این مردم به زعم رهبر منعزل ؛”غیر متدین تحریک شده مزدور دشمن” این “تحقیر ” و این “حقارت “را تحمل خواهند کرد؟!
شورای انقلاب ملی ایران چنین ننگی را دور از ساحت ملت بزرگ ایران میداند و با یادآوری برهه هایی که درست با اندک پایداری و مداومت در مبارزه میشد “کاری کرد کارستان” بعلت فقدان رهبری و نظم و برنامه میدان را به استبداد شاه یا شیخ واگذار کردیم اکنون موارد زیر را به استحضار میرساند:
۱ – اکنون نه تنها عقب نشینی در مبارزه “نابخردانه” بلکه “خیانت ” به خونهای پاکی میباشد که برای “آزادی و عدالت” بدست مزدوران رهبر منعزل به شهادت رسیده و میرسند.
۲ – دست کشیدن از مبارزه در ذات خود به معنی” تایید ” اتهاماتی از قبیل بی دین ،تحریک شده ،مزدور دشمن و غیره میباشد که رهبر خائن به معترضین و اعتصابیون نسبت داد و ادامه با شکوه و متمدنانه و با شور و شعور اعتراضات و اعتصابان نه تنها اقدامی “شرافتمندانه و خردمندانه “بلکه پاسخی به “یاوه گویی “های وی خواهد بود.
۳ – همانگونه که در پیام شماره ۳۸ مورخ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳ این شورا اعلام شد از این پس “مسئولیت کامل “هرگونه آسیب انسانی و مادی به شهروندان و اموال عمومی و خصوصی بعهده فرماندهان نیروهای مسلح خواهد بود که با “تعلل” از پیوستن به مردم به “توهمات ” فرمانده خائن و منعزل کل قوا پایان نمیدهند .
۴ – اعتراضات و اعتصابات روزهای در پیش را بگونه ای متمدنانه و گسترده برگزار نمائیم که به مثابه “رزمایش و مانور ” آمادگی برای “اعتراضات سراسری و ملی” در سالروز آغاز انقلاب ۵۷ یعنی چهارشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۱۷ جهان را به شگفتی و تحسین برانگیزد.
۵ -اکنون که همه شهرهای فارس اعم از شیراز و فسا و مرودشت و کازرون و فسا و فیر و کارزین و لارستان و داراب و ممسنی و فیروزآباد و جهرم و غیره پیشتاز مبارزات شده اند لازم است ایل بزرگ قشقایی و لر و بختیاری که در جونقان و خرم آباد وعلیگودرز و فارسان و کوهدشت و دهدشت و یاسوج و بهبهان دشتستان و تنگستان و بوشهر و گناوه و غیره نیز که به مبارزه آبرو داده اند در آستانه اعتراضات سراسری و ملی چهارشنبه ۱۷ دیماه “اتحاد” رسمی و علنی خویش و تشکیل “جبهه مشترک جنوب کشور “را اعلان فرمایند.
۶ – اکنون که خون چندین وکیل آزاده دادگستری نهال قیام ملی را آبیاری نموده جا دارد که جامعه وکلای دادگستری اجماعا پیشتازی مبارزات را بعهده گیرد و از مشارکت فردی در اعتراضات اعراض نموده به صورت دستجمعی ضمن حضور در اعتراضات قوه قصابیه را تحریم و از شرکت در مراجع قضایی امتناع نمایند.
۷ – اکنون که دست “آتش به اختیاران” رهبر منعزل بخون “عدالت خواهان ” معترض آلوده میگردد بر حق “دفاع مشروع” مردم در مقابل هر گونه “خطر یا تجاوز فعلی یا قریب الوقوع” تاکید مینمائیم و متذکر میشویم که اولا دفاع مشروع ذاتا اقدام “پیش دستانه و پیشگیرانه” بمنظور “خنثی کردن خطر و جنایت ” میباشد و ثانیا طبق مادتین ۱۵۶ و ۱۵۷ قانون مجازات حتی در برابر خطر و تجاوز از ناحیه “ماموران حکومتی” نیز مجاز میباشد و ثالثا بحکم قاعده حقوقی “اجازه به شی اجازه به لوازم آن نیز میباشد ” و از آنجا که قانون، اجازه دفاع مشروع را داده در ذات آن ،”اجازه” تهیه لوازم “دفاع مشروع ” نهفته و مستتر میباشد در غیر اینصورت قانون “عبس بلکه مضحک “خواهد بود بنابراین مردم برای دفاع مشروع حق دارند “مسلح “شوند.
۸ – از آنجا که مبارزات ما بر استراتژی مبارزه “خشونت پرهیز ” استوار است بجز در مورد “دفاع مشروع ” که استثنی بر قاعده میباشد باید از “حیله” رهبر منعزل در “به خشونت کشیدن ” مبارزات هوشمندانه جلوگیری نماییم.
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
شورای انقلاب ملی ایران
۱۴۰۴/۱۰/۱۴