ملت بزرگ ایران
در این:
“شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل”
این خدمتگزار کوچک شما ملت بزرگ که به شهادت چند هزار برنامه رادیو-تلوزیونی و صدها بیانیه سیاسی و صدها سروده حماسی و انگیزشی و فریادهای تابوشکنانه که در قامت نماینده مردم شیراز از تریبون مجلس برآوردم و هرکدام حاوی تحلیل های دقیق سیاسی و حقوقی و متضمن پیش بینی وضعیت فاجعه بار کنونی و نیز راه حل و برنامه و نقشه های راهی که عمل به آنها همزمان ضمن احقاق حقوق و کرامت انسانی شما میتوانست از شرایط فعلی جلوگیری کند پس از چهل سال تلاش در این راستا از خود میپرسم:
۱ – آیا باور خدشه ناپذیر به ارزشهای ملی و پیروی از آموزه های مکتب دکتر مصدق و اعتقاد به استقلال کشور و نفی سلطه بیگانگان سبب شد که از دسترسی به رسانه های پرمخاطبی که با بودجه قدرت های بیگانه فعالیت میکنند محروم گردم و در نتیجه پیامها و فریادهایم در هیاهوی غوغاسالارانی که ماموریتشان تبلیغ و برکشیدن مزدوران وابسته به آن قدرت ها میباشد گم شود و محو گردد؟
۲ – چگونه فریادهایم علیه آخوند پنج تومانی با بنز فلان و اعتراضم به وزارت اطلاعات و حوزه قم و سازمان تبلیغات اسلامی و غیره و اشتغالشان به کارخانه داری و معدن داری و غارت بیت المال که از رادیو پخش میشد و چون ” شیپور بیداری “خبر از” آغاز روند خطرناک فسادهای گسترده و نهادینه و عریان میداد” یا شنیده نشد و یا به بوته فراموشی سپرده شد؟
۳ – چرا وقتی در ربع قرن پیش یعنی ۱۳۸۱/۹/۱۴ با انتشار “نامه سرگشاده” و با “استدلال حقوقی رهبری علی خامنه ای را بعلت فقدان شرایط قانونی نامشروع و غیرقانونی” خواندم و سیاستهای او را بخصوص “سیاست آمریکا ستیزی و فلسطین محوری و اسراییل ستیزی “وی را مخرب دانستم و خواهان “کناره گیری” او از قدرت شدم این حقایق از حافظه تاریخی مردم ما حذف شد؟
۴ – وقتی که علی خامنه ای با تبختر گفت “دیپلمات نیست و انقلابی ” تشریف دارد نوشتم : طبق اصول پنجم و یکصد و نهم قانون اساسی باید دیپلمات و سیاستمدار باشد.
و طبق موازین اسلامی (الائمه ساسه العباد) “رهبران سیاستمداران جامعه میباشند” باید دیپلمات و سیاستمدار باشد.
و طبق فرهنگ و ادب ایران چنانچه حافظ سروده :
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار؟
کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش.
باید دیپلمات و سیاستمدار باشد.
و نوشتم دست کم باید از دیپلماتهای برجسته استفاده کند و به موارد مسلمی مانند رفتار مغول های وحشی که صدارت خود را به شخصیت هایی چون خواجه نصیرالدین طوسی و رضاخان بیسواد که صدارت خود را به شخصیت هایی چون فروغی ذکا الملک تفویض نمودند اشاره نمودم اما در کشوری با بیش از ۸۰ میلیون جمعیت و جمع کثیری فرهیخته هیچکس متعرض او نشد و من تنها ماندم؟
۵ – چرا زمانی که به علی خامنه ای نوشتم همچون “قماربازی استکه کم کم میبرد ولی در آخر همه را یکجا میبازد “و گفتم : “ایکاش فقط او بازنده باشد متاسفانه این ملت بزرگ ایران است که بازنده خواهد شد” گوهر این هشدار را کسی درک نکرد؟
۶ – چرا وقتی نوشتم : “ملتها مسئول عملکرد و رفتار حکومتهایشان هستند حتی اگر حکومتشان غیرقانونی باشد زیرا از نظر بین المللی حکومتها در هر حال نماینده ملتهایشان تلقی میشوند” اما هیچکس به نتایج عملکرد نابخردانه علی خامنه ای توجه نکرد ؟
۷ – چرا ۱۶ سال پیش که در زندان اوین سرودم که “جنگی دیگر در ره است از بهر بمب هسته ای” کسی خطر را درک نکرد ؟
۸ – چرا چهار سال پیش که در برنامه فارسی رادیو تصویری بین المللی فرانسه گفتم : “رفتار جمهوری اسلامی منطقه و جهان را در معرض اتخاذ یک انتخاب تاریخی قرار میدهد که یا اقتدار جمهوری اسلامی به عنوان قدرت بلامنازع منطقه که شامل تهدید اسراییل نیز میباشد را برسمیت بشناسند یا این ظرفیت و پتانسیل را متلاشی نمایند و بنظرم این دومی را انتخاب خواهند کرد” ملت ما از خواب غفلت بیدار نشد؟
۹ – چرا بمحض جلوس مجدد ترامپ در کاخ سپید و پیش بینی وضعیت فاجعه بار کنونی که به پیشنهاد بنده “شورای انقلاب ملی ایران تشکیل شد تا خلا موجود را پر و از فروپاشی کشور جلوگیری کند” و تا کنون حدود ۹۰ بیانیه و پیام هشدار آمیز منتشر نموده ملت ما بی تفاوت ماند؟
۱۰ – در مقابل گزینه دوگانه “تسلیم بی قید و شرط خفتبار یا جنگ ویرانگر” ترامپ که پیشنهاد “قیامی ملی بقید ضرورت و فوریت” را ارائه نمودم که هم از شر جمهوری اسلامی و هم از شر ترامپ کشور را نجات میداد به برانگیختن مسئولیت کسی منجر نشد؟
۱۱ – و چرا پیام های متعددم به نیروهای مسلح و مردم جهت پیوند متقابل و نجات ملت و نیروهای مسلح از سلطه آخوند و پیشگیری از “جنگ و تسلیم بی قید و شرط و جلوگیری از فروپاشی کشور” با بی تفاوتی مردم و نیروهای مسلح مواجه شد؟
۱۲ – چرا دعوتم از دلیران تنگستان و پیوند ایل بزرگ قشقایی و لر و بختیاری علیرغم سابقه درخشانشان در سرکوب متجاوزین بیگانه و قهرمانیهای صولت الدوله قشقایی و رئیسعلی دلواری و ناصر خان دیوان و سردار اسعد و سردار مریم بختیاری موثر واقع نشد و پیشنهادم برای تشکیل جبهه جنوب کشور گوش شنوا نیافت؟
۱۳ – چرا فریادهای مکررم راجع به نقش اسراییل بعنوان ژاندارم آمریکا در خاورمیانه که مستلزم “تجزیه ایران” میباشد گوش شنوایی نیافت؟
۱۴ – آیا هنوز خیانت محمد رضا پهلوی در واگذاری بحرین این استان چهاردهم ایران که میبایست اکنون پایگاه پدافندی ما علیه متجاوزین باشد نقش پایگاه آفندی دشمنان ایران را ایفا میکند روشن نیست؟ و آیا سرسپردگی وی به انگلستان علت تامه این خیانت نبود ؟ و آیا اقرار و اعتراف فرزند او که تجاوز ایالات متحده و اسراییل به کشورمان را نتیجه سفر خود به اسراییل اعلام نمود برای ما عبرت آموز نمی باشد؟
هدف از طرح این پرسش ها نه سرزنش کسی که صرفا یادآوری غفلت هایمان است که کار را به اینجا کشانده تا شاید به خود آییم و هم از تثبیت کودتای مجتبی خامنه ای و کودتای قالیباف که با نقشه و حمایت بیگانگان رخ داده جلوگیری کنیم و هم بقا و عظمت و استقلال ایران عزیز را که متاسفانه بطور جدی با “خطر وجودی” مواجه شده تضمین نماییم.
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
قاسم شعله سعدی
۱۴۰۵/۴/۲۶