از صندوق رأی اسرائیل تا کنگرهٔ آمریکا؛ آیندهٔ جنگ و صلح با ایران در دست کیست؟
وقتی متحدان بر سر پایان جنگ اختلاف دارند، چه کسی حرف آخر را میزند؟
اکبر لکستانی، روزنامهنگار مستقل ایرانیـآمریکایی
شروع جنگ ممکن است با تصمیم چند سیاستمدار و فرمانده نظامی انجام شود، اما پایان آن بهمراتب دشوارتر است. در جنگی که پای ایران، اسرائیل و ایالات متحده به آن باز شده، هیچیک از بازیگران بهتنهایی نمیتواند همهٔ پیامدها را کنترل کند. انتخابات اسرائیل، اختلافهای سیاسی در واشنگتن، هزینههای فزایندهٔ نظامی و اقتصادی و توان ایران برای ادامهٔ مقاومت، همگی بر مسیر جنگ اثر میگذارند؛ اما اثرگذاری با داشتن اختیار کامل برای پایاندادن به جنگ یکسان نیست.
پرسش اصلی این است: آیا تغییر احتمالی دولت در اسرائیل یا افزایش فشار کنگره بر دونالد ترامپ میتواند مسیر جنگ را تغییر دهد؟ پاسخ به این پرسش مستلزم تفکیک سه موضوع است: توان نظامی، اختیار سیاسی و هزینهای که ادامهٔ جنگ بر دوش دولتها و جوامع میگذارد.
انتخابات اسرائیل؛ تغییر دولت الزاماً به معنای پایان جنگ نیست
انتخابات پارلمانی اسرائیل در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ در شرایطی برگزار شد که جنگ و پیامدهای امنیتی آن از موضوعات مهم فضای سیاسی کشور بود. نظرسنجیهای خروج از صندوق، شکست قاطع یکی از دو طرف را نشان ندادند. برآورد شبکههای تلویزیونی که آسوشیتدپرس گزارش کرده، حدود ۵۱ کرسی برای هر یک از دو بلوک اصلی و نزدیک به ۱۸ کرسی برای احزاب عربی پیشبینی میکرد. این ارقام نتیجهٔ قطعی انتخابات نیستند و ممکن است با پایان شمارش آرا تغییر کنند. تشکیل دولت نیز به مذاکرات ائتلافی وابسته است؛ مذاکراتی که میتواند هفتهها طول بکشد.
اهمیت این انتخابات فقط در احتمال ماندن یا رفتن بنیامین نتانیاهو نیست. مسئلهٔ مهمتر آن است که دولت آینده چه تعریفی از امنیت اسرائیل ارائه خواهد کرد، تا چه اندازه ادامهٔ جنگ را ضروری میداند و چه هزینهای را برای رسیدن به اهداف خود میپذیرد.
با این حال، نباید از نتیجهٔ انتخابات انتظاری فراتر از واقعیت سیاسی اسرائیل داشت. حتی اگر دولتی متفاوت روی کار بیاید، به این معنا نیست که سیاست نظامی کشور یکشبه دگرگون شود. نگرانیهای امنیتی، ارزیابی ارتش، اختلافات داخلی، وضعیت گروگانها و جبهههای منطقهای، همگی بر تصمیمهای دولت جدید اثر خواهند گذاشت.
تغییر دولت میتواند زمینهٔ بازنگری در سیاستها را فراهم کند، اما بهخودیخود تضمینی برای آتشبس یا توافق با ایران نیست. برای ارزیابی مسیر آینده باید دید دولت احتمالی جدید چه اهدافی را دنبال میکند و آیا حاضر است برای دستیابی به توافق، از بخشی از خواستههای خود عقبنشینی کند یا نه.
واشنگتن؛ متحدی که میتواند شریک جنگ باشد، اما الزاماً پایان آن را تعیین نمیکند
رابطهٔ آمریکا و اسرائیل یکی از عوامل اصلی در محاسبات نظامی منطقه است، اما این رابطه به معنای یکسانبودن همهٔ منافع و اولویتهای دو طرف نیست. ممکن است رهبران اسرائیل ادامهٔ فشار نظامی را برای رسیدن به اهداف امنیتی خود ضروری بدانند، درحالیکه دولت آمریکا با توجه به هزینههای جنگ، امنیت نیروهایش، وضعیت بازار انرژی و پیامدهای سیاسی داخلی، به دنبال محدودکردن درگیری باشد.
در چنین شرایطی، پرسش تعیینکننده این نیست که کدام دولت از نظر سیاسی به دیگری نزدیکتر است؛ پرسش این است که هر طرف تا چه اندازه حاضر است هزینهٔ تصمیمهای طرف مقابل را بپردازد.
ایالات متحده توان نظامی گستردهای دارد، اما این توان به معنای نامحدودبودن منابع یا مصونیت از پیامدهای جنگ نیست. ادامهٔ عملیات نظامی، مصرف مهمات و تجهیزات، خطر برای نیروهای آمریکایی و فشار بر بودجهٔ عمومی، تصمیمگیرندگان واشنگتن را با محدودیتهایی واقعی روبهرو میکند.
از سوی دیگر، اسرائیل نیز نمیتواند همهٔ تصمیمهای راهبردی آمریکا را کنترل کند. حمایت واشنگتن برای اسرائیل اهمیت فراوان دارد، اما دولت آمریکا باید تصمیمهای خود را در چارچوب منافع ملی، قوانین داخلی و ملاحظات سیاسی و اقتصادیاش توجیه کند.
بنابراین، اگر میان اهداف نظامی اسرائیل و محاسبات دولت آمریکا فاصله ایجاد شود، این اختلاف میتواند بر دامنه و مدت جنگ اثر بگذارد؛ هرچند بهتنهایی پایان آن را تضمین نمیکند.
کنگرهٔ آمریکا؛ فشار سیاسی مهم است، اما رأی مجلس بهتنهایی جنگ را متوقف نمیکند
یکی از نشانههای مهم اختلاف داخلی در آمریکا، رأیگیری مجلس نمایندگان در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ بود. مجلس نمایندگان قطعنامهای را تصویب کرد که بر اساس قانون اختیارات جنگی، خواستار خارجکردن نیروهای مسلح آمریکا از مخاصمات با ایران بود. نتیجهٔ رأیگیری ۲۲۰ رأی موافق در برابر ۲۰۴ رأی مخالف بود و ۹ نماینده رأی ندادند.
این رأی از نظر سیاسی اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد ادامهٔ عملیات نظامی با مخالفت جدی در بخشی از ساختار قانونگذاری آمریکا روبهرو است. با این حال، تصویب قطعنامه در مجلس نمایندگان بهتنهایی به معنای پایان جنگ نیست. برای تعیین اثر حقوقی و اجرایی چنین اقدامی باید روند قانونگذاری، موضع سنا و وضعیت اجرای قانون اختیارات جنگی را نیز در نظر گرفت.
کنگره ابزارهایی برای اثرگذاری بر سیاست جنگ دارد: بررسی و محدودکردن بودجه، نظارت بر عملکرد دولت، برگزاری جلسات تحقیق و مطالبهٔ توضیح دربارهٔ اهداف و مدت عملیات. اما تبدیل این ابزارها به محدودیت عملی بر تصمیم رئیسجمهور، به موازنهٔ سیاسی در کنگره، روندهای قانونی و نحوهٔ اجرای تصمیمها بستگی دارد.
در نتیجه، رأی مجلس را باید نشانهای از افزایش فشار سیاسی بر دولت ترامپ دانست، نه سندی قطعی برای پایان قریبالوقوع جنگ. اهمیت آن در این است که ادامهٔ درگیری دیگر صرفاً یک موضوع نظامی نیست؛ موضوعی است که هزینهها، اختیارات ریاستجمهوری و مسئولیت کنگره را نیز به مرکز بحث سیاسی آمریکا آورده است.
هزینهٔ جنگ؛ عددی که واشنگتن نمیتواند نادیده بگیرد
هزینهٔ جنگ فقط با شمار حملات یا میزان خسارت واردشده به طرف مقابل سنجیده نمیشود. هزینهٔ جایگزینی مهمات، تجهیزات از دسترفته، سوخت، پروازها و پشتیبانی عملیاتی نیز بر تصمیمهای دولت اثر میگذارد. این هزینهها در کنار پیامدهای اقتصادی جنگ، از جمله افزایش قیمت انرژی و اختلال در مسیرهای انتقال نفت و گاز، میتوانند فشار سیاسی را تشدید کنند.
دفتر بودجهٔ کنگرهٔ آمریکا در گزارش ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ برآورد کرد که عملیات نظامی علیه ایران تا اول اوت همان سال حدود ۳۸ میلیارد دلار برای وزارت دفاع آمریکا هزینه داشته است. این برآورد شامل همهٔ هزینههای احتمالی جنگ و تمام پیامدهای اقتصادی آن نیست. دفتر بودجه همچنین برآورد کرد که ادامهٔ درگیری در شرایطی با شدت پایین میتواند ماهانه حدود ۲ میلیارد دلار هزینه داشته باشد و در صورت افزایش شدت عملیات، این رقم ممکن است به حدود ۳ میلیارد دلار در ماه برسد. این ارقام برآوردند و با تغییر شدت جنگ میتوانند تغییر کنند.
هزینهٔ اقتصادی جنگ به بودجهٔ نظامی محدود نمیشود. اختلال در انتقال انرژی از تنگهٔ هرمز و مسیرهای کشتیرانی منطقه میتواند قیمت نفت، سوخت و کالاهای حملونقلشده را افزایش دهد. چنین پیامدهایی مستقیماً بر زندگی شهروندان، هزینهٔ تولید و حملونقل و تصمیمهای اقتصادی دولتها اثر میگذارند.
البته هزینهٔ بالا بهخودیخود به معنای پایان جنگ نیست. دولتها ممکن است برای مدتی طولانی هزینههایی سنگین را تحمل کنند، بهویژه اگر رهبرانشان ادامهٔ جنگ را برای امنیت یا اعتبار سیاسی خود ضروری بدانند. اما هرچه هزینهها افزایش یابد، توضیحدادن اهداف جنگ و اثبات دستاوردهای آن نیز دشوارتر میشود.
برای دولت آمریکا، پرسش اساسی این است که آیا اهداف اعلامشده با هزینههای مالی، نظامی و سیاسی ادامهٔ جنگ تناسب دارد یا خیر. اگر پاسخ روشنی برای این پرسش وجود نداشته باشد، فشار کنگره و افکار عمومی میتواند افزایش یابد.
ایران؛ توان ادامهٔ جنگ با توان پیروزی یکسان نیست
در تحلیل جنگ نباید توان ایران را نادیده گرفت، اما نباید آن را نیز بدون سنجش محدودیتها به معنای تضمین پیروزی دانست. توان موشکی و پهپادی، امکان تهدید نیروها و منافع آمریکا در منطقه و موقعیت جغرافیایی ایران در نزدیکی تنگهٔ هرمز، عواملی هستند که میتوانند هزینهٔ عملیات نظامی علیه ایران را افزایش دهند.
گزارش سرویس پژوهشی کنگرهٔ آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۶ به تداوم تنشها در تنگهٔ هرمز، پیامدهای منطقهای جنگ و چند مسیر احتمالی پیش رو اشاره کرده است؛ از ادامهٔ درگیری محدود و آتشبس شکننده تا گسترش عملیات نظامی یا رسیدن به توافق. این سناریوها قطعی نیستند و میتوانند با یکدیگر همپوشانی داشته باشند.
ایران میتواند با ادامهٔ حملات و ایجاد اختلال در محاسبات طرف مقابل، هزینهٔ جنگ را بالا ببرد؛ اما تحمیل خسارت به دشمن الزاماً به معنای دستیابی به اهداف سیاسی نیست. پیروزی نظامی زمانی اهمیت راهبردی پیدا میکند که بتوان آن را به نتیجهای سیاسی و پایدار تبدیل کرد.
به همین ترتیب، برتری نظامی آمریکا و اسرائیل نیز بهتنهایی تضمین نمیکند که همهٔ اهداف سیاسی آنها محقق شود. تخریب تأسیسات، انهدام تجهیزات یا واردکردن خسارت به توان نظامی یک کشور، با تعیین آیندهٔ سیاسی آن کشور تفاوت دارد. نتیجهٔ نهایی به عوامل متعددی بستگی دارد؛ از جمله توان بازسازی، انسجام داخلی، رفتار جامعه، شرایط اقتصادی و امکان دستیابی به توافقی که طرفها آن را قابلقبول بدانند.
از این رو، نه ادعای پیروزی قطعی ایران و نه فرض پیروزی سیاسی قطعی آمریکا و اسرائیل، بدون شواهد کافی قابل دفاع نیست. معیار واقعبینانه، بررسی اهداف اعلامشده، هزینههای پرداختشده و نتیجهای است که در نهایت از میدان نظامی به عرصهٔ سیاست منتقل میشود.
جنگ چگونه میتواند پایان یابد؟
با توجه به وضعیت منطقه و اختلاف منافع بازیگران، چند مسیر کلی قابل تصور است.
نخست، ادامهٔ درگیری محدود و متناوب؛ وضعیتی که در آن حملات و پاسخها ادامه مییابد، اما طرفها از گسترش کامل جنگ پرهیز میکنند. چنین وضعیتی ممکن است برای مدتی ادامه پیدا کند، ولی خطر محاسبهٔ اشتباه و گسترش ناخواستهٔ درگیری را از میان نمیبرد.
دوم، برقراری آتشبس شکننده؛ توافقی که میتواند شدت درگیری را کاهش دهد، بیآنکه اختلافهای اصلی را حل کند. چنین آتشبسی به سازوکار نظارت، تعهد طرفها و آمادگی برای مدیریت بحران نیاز دارد.
سوم، گسترش جنگ؛ مسیری که ممکن است بر اثر حملهای گستردهتر، تلفات سنگین یا هدفگرفتن زیرساختهای حساس شکل بگیرد. در این حالت، هزینههای انسانی و اقتصادی افزایش مییابد و کنترل پیامدهای جنگ دشوارتر میشود.
چهارم، رسیدن به توافق سیاسی و امنیتی. این مسیر دشوار است، زیرا مستلزم تعیین حدود خواستهها، ایجاد تضمینهای قابلقبول و تصمیمگیری دربارهٔ موضوعاتی است که طرفها آنها را برای امنیت خود حیاتی میدانند. با این حال، توافق تنها گزینهای است که میتواند در صورت اجرای مؤثر، بهجای مدیریت موقت درگیری، زمینهٔ کاهش پایدار تنش را فراهم کند.
هیچیک از این مسیرها از پیش تضمینشده نیست. انتخابات اسرائیل ممکن است موازنهٔ سیاسی را تغییر دهد؛ کنگرهٔ آمریکا میتواند فشار بر دولت را افزایش دهد؛ هزینههای جنگ ممکن است ادامهٔ عملیات را دشوارتر کند؛ و توان ایران میتواند بر محاسبات نظامی طرف مقابل اثر بگذارد. اما سرنوشت جنگ از ترکیب این عوامل و تصمیمهایی شکل میگیرد که رهبران در برابر هزینهها و فرصتهای پیش روی خود میگیرند.
پایان جنگ در دست یک بازیگر نیست
انتخابات اسرائیل بهتنهایی دربارهٔ آیندهٔ جنگ تصمیم نمیگیرد. کنگرهٔ آمریکا نیز با یک رأی نمیتواند فوراً همهٔ عملیات نظامی را متوقف کند. هزینههای جنگ و توان نظامی ایران، هر دو بر محاسبات واشنگتن و تلآویو اثر میگذارند، اما هیچکدام بهتنهایی نتیجهٔ نهایی را تعیین نمیکنند.
واقعیت این است که قدرت نظامی میتواند میدان جنگ را تغییر دهد، اما پایان پایدار جنگ به تصمیم سیاسی نیاز دارد. اگر رهبران نتوانند اهداف خود را با هزینههای ادامهٔ درگیری متناسب کنند، جنگ ممکن است طولانی شود؛ حتی زمانی که هیچیک از طرفها نتواند پیروزی قاطعی را به دست آورد.
در نهایت، پرسش فقط این نیست که چه کسی توان ادامهٔ جنگ را دارد. پرسش مهمتر این است که چه کسی حاضر است هزینهٔ آن را بپردازد، چه کسی اختیار پایاندادن به آن را دارد و آیا ارادهای سیاسی برای تبدیل توقف حملات به توافقی پایدار وجود خواهد داشت یا نه.
منابع
آسوشیتدپرس، «Voters rebuke Netanyahu but exit polls suggest no clear winner in Israel’s election»، ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶:
https://apnews.com/article/israel-election-netanyahu-eisenkot-2026
دفتر بودجهٔ کنگرهٔ آمریکا، «Estimating the Cost of Combat Operations Against Iran»، ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶:
https://www.cbo.gov/publication/62756
دفتر منشی مجلس نمایندگان آمریکا، نتیجهٔ رأیگیری شمارهٔ ۳۰۷ دربارهٔ قطعنامهٔ اختیارات جنگی و ایران، ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶:
https://clerk.house.gov/Votes/2026307
سرویس پژوهشی کنگرهٔ آمریکا، «U.S. Conflict with Iran»، گزارش شمارهٔ R48887، بازنگریشده در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶:
https://www.legistorm.com/reports/view/crs/670689/U_S_Conflict_with_Iran.html
