سخنی با فرزندان کورش نسل زد درود به “نسل زد” که سرمایه اصلی ایران زمین میباشد، نسلی که بدرستی میتوان آن را “نسل ضد”هم خواند زیرا ظاهرا “ضد” بسیاری از هنجارهای متداول جامعه میباشد و احساس خود،زبان خود،فرهنگ خود،باورهای خود، ادبیات خود، استقلال رای خود، و همه چیز مخصوص به خود را دارد و بر خلاف نسل ما فقط ” آرمان” !ندارد و چون آرمان ندارد “مسئولیت”! نیز ندارد !!و در عصر “گلوبالیزه ” و “جهانی شده” کنونی و در عصر “انفجار اطلاعات” و در “شبیخون فرهنگی جهانی” خود را در “میانه جنگی” مییابد که در آن “تشخیص جبهه خودی از جبهه دشمن دشوار” است و گاهی تعارض بین هنجارها و رفتارهای ناروا و غیر انسانی و محدودیت های غیر منطقی که عموما توسط حکومت دینی یا دین حکومتی تبلیغ و اعمال میشوند و هنجارهای پرجاذبه ای که توسط امواج رادیو -تلوزیونی و شبکه های اجتماعی تبلیغ و القا میگردند و تعارضات عمیقی که مثلا بین ولایت مطلقه فقیه و دموکراسی میبیند که مخالفت با ولایت فقیه میتواند مجازات “اعدام” در پی داشته باشد اما در دموکراسی مخالفت با حکومت و حاکم بعنوان “حق شهروندی” او به رسمیت شناخته میشود و محدودیت های “متون دینی” در مقابل “اعلامیه جهانی حقوق بشر”، از او نسلی “سرکش و عصیانگر” ساخته تا جایی که مخالفت با هنجارهای حاکم گاهی او را به قلب جبهه مقابل “پرتاب” میکند و “آتشبیار” معرکه ای میشود که دشمن تدارک دیده است. گاهی کاراکتر عصیانگر و نفرت از “حکومت و وضع موجود” این نسل را تا آنجا میکشاند که با نفی ارزشهای “ملی و انسانی” دشمن را برای حمله به کشور خود تشویق میکند و گاهی عنصر “پرخاشگر و عصیانگر” چنان بر او اثر میگذارد که مبارزه “مقدس و پاک” خود را با رفتارهای ناپسند مانند هتاکی ها و واژه های رکیکی که گروهی از دختران دانشجوی معترض در دانشگاه شریف بکار بردند را به “ابتذال” میکشاند. گاهی چنان خود را “عالم دهر” میپندارد که “نصیحت” دیگران آزارش میدهد و حتی “عبرت” گرفتن از تجارب دیگران را “کسر شان” خود میداند و میخواهد همه چیز را خود “بیازماید” و “چرخ را از نو اختراع “کند و در این راستا چه بسا که “قربانی” توطئه هایی شود که “رندان خانگی” یا “بازیگران خارجی” تدارک دیده اند. در باب “مسئولیت ناپذیری” آن مثلا اگر پرسش کنیم این نسل که خود را “پرچمدار” جنبش زن ،زندگی ،آزادی میدانست آیا “مسئولیت شکست” آن را هم میپذیرد؟ چه پاسخی دارد؟ و اکنون که علی جنتی وزیر اسبق ارشاد و فرزند نمیرالمومنین اظهار داشته که طبق بررسیهای دقیق ۸۸٪ از معترضین دیماه گذشته جوانان زیر ۱۸ سال یعنی “نسل زد ” بوده اند ، اگر بپرسیم چرا گول ترامپ و نتانیاهو و رضا پهلوی را خورد و بدون رهبری و نقشه راه و بدون شناخت از قساوت قلب علی خامنه ای و واکنش آتش به اختیاران او و جاسوسان اسراییل به راه افتاد؟پاسخش چیست؟ و اکنون که بنا به اظهار علی اکبر پورجمشیدیان معاون سیاسی -امنیتی وزارت کشور و دبیر شورای امنیت کشور معلوم شد مجتبی خامنه ای “فرمان قتل عام ” دیماه را صادر کرده آیا نسل زد نمیبایست ساختار سیستمی را بشناسد که در آن مجتبی خامنه ای که بقول محمد باقر خرازی از سه سال پیش از اسفند ۱۴۰۴ از بیت رهبری “طرد و رانده” شده و فاقد سمتی بوده چگونه قادر به صدور “فرمان قتل عام” مردم معترض شده است و بجای “محاکمه” وی به اتهام صدور فرمان قتل عام مردم ، چگونه این سیستم او را نه بر طبق شرایط مصرح در اصول ۵ و ۱۰۹ قانون اساسی و نه در چارچوب آئین مصرح در اصل ۱۰۷ قانون اساسی بلکه “صرفا”به گمان مخالفت و لج ترامپ و محمد خاتمی رئیس جمهور اسبق نسبت به او، وی بعنوان رهبر منصوب میکند حتی اگر مرده باشد !!آنهم توسط مجلس خبرگانی که بدلیل خیانت در امانت از جمله بخاطر امتناع از اعمال اصل ۱۱۱ قانون اساسی و برکنار کردن علی خامنه ای ،خود منعزل بوده است؟ آیا اگر نسل زد از این واقعیت های تلخ آگاه بود باز در دیماه این “قتل عام” رخ میداد و اکنون آیا سهمی از “مسئولیت” آن را بعهده میگیرد؟ تصمیم داشتم این سخن را با بیتی از غزل حافظ که فرمود: نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستر دارند جوانان سعادتمند پند پیر دانا را یا با بیتی از سعدی که فرمود: می با جوانان خوردنم باری تمنی میکنم تا کودکان در پی فتند این پیر دردآشنام را ولی گمان آن داشتم که بمحض اینکه چشمش به واژه “نصیحت یا پند پیران” افتد این نامه را پاره کند. آرزو میکنم که بطلان نظر آقای دکتر احسان شاه قاسمی استاد محترم دانشگاه تهران که در برنامه زنده سیمای جمهوری اسلامی گفت:« این نسل احمقترین نسل نوجوانی هستند که ایران تاکنون داشته.» اثبات گردد تا این نسل که سرمایه اصلی کشور است با عبرت از تجارب خود و دیگران، چنان بلوغی از خود نشان دهد که نه تنها اتهام منتسبه را رد نماید بلکه در این ” پیچ تند تاریخی” که ملت ما زیر سنگ خصم خارجی و دشمن خانگی در حال له شدن است ایران را دریابد و ماندگاری آن را تضمین نماید. امیدوارم نسل ضد عبرت بگیرد که نتیجه عدم مقاومت ناب یا در مواردی پیوستن به دشمن بجای دفاع جانانه در مقابل تهاجم تازیان، ۹ قرن یعنی ۹۰۰ سال زیر سلطه آنان قرار گرفتن و تحقیر شدن بود!!! و سخت علاقمندم به نسل ارزشمند ضد یادآوری کنم که گزینه های دوسرباخت «تسلیم بی قید و شرط خفتبار یا جنگ بیسابقه” ارائه شده توسط ترامپ،محدود به رهبر غیرقانونی و جمهوری اسلامی نامشروع نیست و با هدف «تحقیر ملت و تخریب کشور ایران» برنامه ریزی شده است و بیطرفی این نسل نسبت به تحقیر ملی و تخریب کشور مهر و برچسب “بی غیرتی و خیانت” را در پی خواهد داشت چه رسد به اینکه برای دشمن کف زنند وهورا بکشند. همانگونه که گزینه های تسلیم بی قید و شرط یا جنگ بیسابقه ترامپ گزینه “دوسر باخت” میباشد خوف آن دارم که گزینه “هیچ کاری نکردن” ناشی از “مسئولیت گریزی و بی آرمانی” یا قیام “بی برنامه و بی رهبری” از جنس اعتراضات دیماه نیز، گزینه “دوسر سوخت” نسل ضد گردد و مهر و برچسب “بی غیرتی و خیانت”را به تارک آن زند. بنابراین نسل ضد در وضعیت “فاجعه بار “کنونی در معرض یک “انتخاب تاریخی” قرار گرفته که با نفی “هیچ کاری نکردن” بخاطر “مسئولیت گریزی ناشی از بی آرمانی” و یا “بی گدار به آب زدن” و بازی کردن در زمین دشمن خانگی و خصم خارجی “گزینه سومی” را انتخاب کند این گزینه سوم “هویت” نسل ضد را می سازد. شورای انقلاب ملی ایران با آغوش باز نسل ارزشمند زد را برای ایفای نقش تاریخی خود در “عبور موفق” کشور از این “پیچ تند تاریخی” دعوت به “همرزمی” مینماید. سرافراز ملت ایران پاینده ایران قاسم شعله سعدی ۱۴۰۵/۸/۷
سخنی با فرزندان کورش نسل زد
