و اندر هم یوم الحسرت اذ قضی الامر و هم فی غفلت
بترسان از حسرت روزی که واقعه رخ داده باشد و هنوز در غفلت و بیخبری باشند.
ملت بزرگ ایران
ایرانمان یکی از ثروتمند ترین کشورهای جهان بود که در سایه رهبری “نابخردانه ” خمینی و خامنه ای به چنان فقری مبتلا گردید که بیش از “سه چهارم” مردمش در زیر “خط فقر “روزگار میگذرانند و نه تنها اقتصاد آن دچار “فروپاشی” شده بلکه بدتر از آن علیرغم سابقه فرهنگ و تمدنیش که تحسین جهان را برانگیخته بود به چنان “فروپاشی اخلاقی” گرفتار آمده که فساد سیستماتیک ،عریان و نهادینه جز لاینفک آن و تباهی “ارزشهای ملی و انسانی اش ” تا به آنجا رسیده که بخشی از مردم برای نجات با “سه طلاقه ” کردن “غرور ملی” دست به دامان دشمنان قسم خورده خود شده بگونه ای که موجب شگفتی همان دشمنان گردیده است و چشم اندازی تیره و تار ، آینده ای فاجعه بار تر را نشان میدهد .
مهمترین علل این وضعیت فاجعه بار را میتوان در عوامل زیر خلاصه نمود:
الف – ساختار معیوب “حقوقی و سیاسی” جمهوری اسلامی که با “حرکتی ارتجاعی” به پیش از جنبش مشروطه و حتی قرون وسطی بازگشته است.
ب – رهبری ظالم و استبدادی و نابخرد نظام که مصداق
( و اضل فرعون قومه و ما هدی ) میباشد.
پ – آستانه بسیار بالای تحمل مردم که یا بسیار تحمل میکند و یا بدون برنامه و رهبری شایسته برمیآشوبد و شکست میخورد.
ت – سرکوب عریان توسط نیروهای مسلح و عناصر امنیتی.
ث – عدم استقلال دستگاه قضا و فساد حاکم بر آن.
ج – بی خاصیت شدن نهادهای انتخابی مانند مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی.
اکنون که مجتبی خامنه ای در راستای بازگشت “سنت موروثی” و از طریق “کودتای سپاه” و “سرسپردگی خبرگان خائن و منعزل” و سکوت و بی تفاوتی ارتش (حتی بدون اطمینان از زنده بودن وی ) قدرت را قبضه تا به کودتای دوم که توسط قالیباف و تیمش انجام شده “مشروعیت ” بخشد در این شرایط “کودتا در کودتای سپاه ” نکاتی را به استحضار میرسانیم:
۱ – به عده ای از مردم که ممکن است هنوز به جمهوری اسلامی باور داشته باشند و تحت تاثیر تبلیغات گسترده “حکومت کودتایی” و ایجاد فضای احساسی بر محور “شهید “خواندن علی خامنه ای و در واکنش به جنایات ایالات متحده و اسراییل به کشورمان و نیز بخاطر ضعف “حافظه تاریخی” غصب قدرت توسط این “به اصطلاح ” رهبر شهید از طریق خیانت رفسنجانی و خبرگان و در حالیکه فاقد شرایط قانونی و شرعی بود را از یاد برده باشند و ندانند که وضعیت فاجعه بار کنونی نتیجه مدیریت نابخردانه خمینی و خامنه ای بوده و حتی وقوع “کودتای دوگانه سپاه ” را احساس نکرده باشند یادآوری مینماییم که :
قانون اساسی جمهوری اسلامی که خونبهای شهیدان انقلاب میباشد بنحو آشکار نقض و لگدمال شده زیرا : انتصاب مجتبی خامنه ای با نقض کامل اصول پنجم و یکصد و هفتم و یکصد و نهم توسط خبرگانی که مکلف بوده اند طبق اصل ۱۱۱ قانون اساسی علی خامنه ای را برکنار نمایند تا از “حدوث” وضعیت فاجعه بار کنونی جلوگیری شود و از ایفای این تکلیف قانونی طفره رفته اند و مرتکب “خیانت در امانت “شده اند “منعزل” بودهاند علاوه بر آن نه تنها مجتبی خامنه ای حائز هیچیک از شروط مذکور در اصول ۵ ،۱۰۷و ۱۰۹ قانون اساسی نیست بلکه به استناد اظهارات علی اکبر پور جمشیدیان معاون سیاسی امنیتی وزارت کشور و دبیر شورای امنیت کشور در ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ فرمان “قتل عام ” مردم معترض را مجتبی صادر کرده است.
۲ – طبق اصل نهم قانون اساسی که آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی را “غیر قابل تفکیک و حفظ آنها را وظیفه دولت و تک تک ملت “میشمارد باید در مقابل “دولت کودتایی ایستاد ” حتی اگر این ایستادگی بر طبق مادتین ۱۵۶ و ۱۵۷ قانون مجازات اسلامی مصداق “دفاع مشروع” باشد.
۳ – باورمندان به جمهوری اسلامی اذعان دارند که احمد جنتی مشابه انحصاری فسیل های اتحاد جماهیر شوروی نیست که در سیاست های نابخردانه چنان اصرار نمودند که کار به فروپاشی رسید بلکه عموم مقامات سیاسی و نظامی ایران فسیلهایی هستند که در جنگ ۸ ساله هم “جام زهر” به خمینی نوشاندند و اکنون هم دست به “کودتا” زده اند ضمنا در سرکوبگری و غارتگری و فساد همیشه پیشتاز بوده اند.
۴ – هیچیک از دو گروه حاکم اعم از “کودتاچیان و رقبایشان “راه حل “شرافتمندانه ای “برای برونرفت از “بحران” ندارند زیرا آنانکه بر طبل “مذاکره ” و اجرای اعلامیه ۱۴ ماده ای اسلام آباد میزنند مرحله بعد از آن را که طبق نظر ترامپ “تسلیم بی قید و شرط” در مذاکرات اصلی خواهد بود را “کتمان” مینمایند و آنانکه بر طبل “جنگ” میکوبند نسبت به “برتری فاحش قدرت” دشمن تجاهل میکنند و تاوان نادانی هردو گروه را مردم خواهند پرداخت.
۵ – بنظر میرسد جمهوری اسلامی به پایان عمر خود رسیده حال چه از طریق “استحاله و فروپاشی داخلی” و چه از طریق “قیامی ملی” در این خصوص تصمیم قانونی ،اخلاقی ،انسانی و ملی نیروهای مسلح در پیوستن به مردم میتواند از “هرج و مرج و ناامنی و جنگ داخلی و تجزیه کشور” جلوگیری نماید و بافراهم کردن زمینه “انتقال قدرت به ملت از طریق مصالحه “علاوه بر ایفای “رسالت” خود از “عفو عمومی” برخوردار گردد.
۶ – و اما به اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران که دست کم از ۱۳۶۸ یعنی زمان غصب قدرت توسط علی خامنه ای نظام را غیرقانونی و فاقد مشروعیت میشناسند خاطر نشان میسازیم که: همانطور که در دیماه ۱۳۹۶ رندان از درون حکومت اعتراضات مردم را از مشهد رقم زدند اکنون نیز همین “حکومت کودتایی” میتواند اعتراضات را دامن بزند تا “یا با سرکوبی بدتر از دیماه” گذشته در راستای “النصر بالرعب” با “قتل عامی گسترده تر ” بقای خود را تضمین نماید یا با “از دست دادن کنترل اعتراضات” شرایط را برای “شورشی کور” فراهم نماید و ایران را به “سرزمین سوخته ” تبدیل کند.
۷ – تجربه همه قیامهای شکست خورده ربع قرن اخیر نشان میدهد “علت العلل” این شکست ها “فقدان برنامه و فقدان رهبری شایسته” بوده است بنابراین شورای انقلاب ملی ایران با اعلان “آماده باش ملی” و عزمی جزم بر باستراتژی “مبارزه خشونت پرهیز” و تاکتیک “نافرمانی مدنی و اعتصابات عمومی” تاکید مینماید.
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
شورای انقلاب ملی ایران
۱۴۰۵/۶/۷